زینبالسادات افتخاری: با برنامه «به من نگاه کن» به جمع بازیگران تلویزیون پیوست، اما به طور حرفهای با نقش ترنج خاتون در سریال «خانهای در تاریکی» شناخته شد. آرام جعفری را مدتی قبل در سریال «شب هزار و یکم» دیدیم. او دانشآموخته رشته نقاشی و به نقاشی علاقهمند است. او این کار را از سنین کودکی با کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان آغاز کرد و در سالهای بعد وقتی دید نقاشی برایش منبع درآمد نمیشود، تنها برای دلش نقاشی کشید. او این روزها علاوه بر بازیگری، دستی هم بر کار دکوراسیون داخلی دارد و میگوید: «به دلیل نزدیکی به رشتهام، این کار را انتخاب کردهام. ضمن اینکه با دید یک شغل هم میتوانم به آن نگاه کنم».
***
چه شد نقاشی را به عنوان رشته تحصیلیتان انتخاب کردید و حرفهتان شد بازیگری؟
از کودکی نقاشی را دوست داشتم و نقاشی میکردم. از همان زمان هم به طور جدی کارم را آغاز کردم. به این کار علاقه داشتم و تابستانها به مرکز کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان میرفتم. در هنرستان، رشته نقاشی را انتخاب کردم و بعد از آن هم در دانشگاه ادامه تحصیل دادم. قبل از انتخاب در دانشگاه کار بازیگری را آغاز کرده بودم؛ اولین کار حرفهای تلویزیونیام را 17 سالگی انجام دادم. در آن زمان فضای این حرفه خیلی باز نبود و همیشه بچههایی کار میکردند که خانوادههایشان در این حرفه بودند. به طور جدی از 15 سالگی شروع کردم و در مدرسه هنر و ادبیات صدا و سیما درس خواندم. پس از اتمام، به کلاسهای استاد سمندریان رفتم و اولین تجربه نیمهحرفهایم با خود ایشان بود در اجرای یک نمایشنامه.
نقاشی بر بازیگری شما چه تاثیری دارد؟
چون نقاشی یک هنر تجسمی است و خلاقیت ذهنی را بالا میبرد، این آمادگی را ایجاد میکند که افکار متفاوتی در ابعاد گوناگون داخل ذهن آدم شکل پیدا کند و از این جنبه به بازیگری کمک میکند. شاید بازیگری من نتواند مستقیم روی نقاشیام تاثیر بگذارد، ولی نقاشی از قدیم این تاثیر ناخوآگاه را روی ذهنم گذاشته است.
و اگر بخواهید یک رابطه بین نقاشی و بازیگری ایجاد کنید؟
چون با ذهنیت، تخیل، درون و روح آدم بسیار سر و کار دارد، این 2 ناخودآگاه با هم رابطه دارند.
به نظر شما در بازیگری بیشتر استعداد حرف اول را میزند یا تحصیلات؟
تحصیلات در هر زمینهای خوب و مفید است و هیچ وقت نمیتوان گفت کسی در رشتهای بدون تحصیلات به موفقیتهایی بالایی میرسد. قطعا تحصیلات و کتاب خواندن فعالیت خوبی است. ولی درباره کار هنری یک تفاوت وجود دارد؛ بقیه رشتهها بیشتر تئوریاند، ولی کار هنری خیلی با روحیات و درونیات افراد سر و کار دارد. هر رشته هنری دیگری را هم که انتخاب کنید، به نوعی از دوران کودکی در آدم شکل میگیرد و این استعداد ذاتی است. بعضیها این استعداد را دارند و از طریق تحصیل، کاملش میکنند.
فکر میکنید تدریس دروس تئوری و عملی در دانشگاه با هم برابری میکنند؟
چون در دانشگاه نقاشی خواندم، خیلی نمیتوانم درباره رشته بازیگری در دانشگاه نظر بدهم. من بیشتر بازیگری را تجربی آموختم. وقتی بازیگری تبدیل به شغلم شد، به دلیل علاقه خودم سراغ کتابهای این رشته رفتم؛ خواندم و تکنیک را آموختم. ولی خیلی از همکارانی که تحصیلکرده این رشتهاند یا جوانانی که در این رشته فارغالتحصیل شدهاند، میگویند آنطور که باید و شاید در دانشگاه به این رشته رسیدگی نمیشود و پس از فارغالتحصیلی هم خیلی سخت میتوان وارد عرصه حرفهای این کار شد؛ گاهی حتی نمیتوانند در این عرصه فعالیت کنند. میشود گفت حضور در این حرفه، چندان به تحصیلات کاری ندارد.
پس فقط با تحصیلات نمیتوان یک بازیگر شد؟
همین طور است.
همانطور که میدانید، در کشورهای دیگر آژانسهایی وجود دارد برای معرفی بازیگران جدید به کارگردانها و فیلمسازان. ولی در ایران چنین چیزی نیست یا اگر هم باشد خیلی کم است.
به نظر شما این موضوع تا چه اندازه اهمیت دارد و نبودش چقدر احساس میشود؟
متاسفانه به هنر بازیگری در کشور ما و کلا به هنر هفتم خیلی جدی نگاه نمیشود که حالا بخواهیم مقایسهای هم داشته باشیم. در کشورهای دیگر به عنوان یک صنعت به هنر نگاه میشود و در واقع همه چیزش شکل دیگری دارد و دقیق است. ولی در کشور ما چون خیلی به این مقوله پرداخته نمیشود و بها داده نمیشود، تفاوت زیادی وجود دارد. البته با وجود کلاسهای مختلف بازیگری از مرغوبترین آنها تا بیکیفیتترینشان، فکر نمیکنم کمبودی وجود داشته باشد.
کلاسهای بازیگری بسیاری وجود دارد که کارآموزانشان را به کارگردانهای مختلف معرفی میکنند. حتی آلبومهایی تهیه میشود که به نوعی کار همان آژانسها را انجام میدهند و کارگردانها وقتی به دنبال بازیگر، مخصوصا در سنین کمند، به این کلاسها مراجعه و از طریق این آلبومها، بازیگر خود را انتخاب میکنند.
به نظر میرسد با وجود تعداد فارغالتحصیلان این رشته، به نوعی از نظر بازیگر به حد اشباع رسیدهایم. شما چطور فکر میکنید؟
نیرو به حد کامل و کافی داریم. ولی متاسفانه انتخابهای خوبی نداریم. در همه جای دنیا، انتخاب بازیگر وجود دارد و این به کارگردان کمک میکند، چرا که در مرحله پیشتولید ذهن کارگردان درگیر کارهای مختلف است، ولی وقتی عنصری به نام بازیگردان میآید و تمام وقت خود را برای انتخاب بازیگر میگذارد، فرصت مناسبتر و بیشتری دارد.
پس چرا فارغالتحصیلان کمی وارد این عرصه میشوند و ما چهرههای جدید کمی در کارها میبینیم؟
نمیدانم چرا فارغالتحصیلان این رشته، وارد بازار کار نمیشوند. کارگردانها هم که میخواهند انتخاب بازیگر کنند و آلبومها را ببینند، به سراغ اساتید معروف میروند چون اطمینان خاصی به آنها دارند؛ قدرت ریسک وجود ندارد. ما اساتیدی داریم که هم بازیگرند و هم در دانشگاه مشغول به تدریس. شاید از دلایل دیگر بتوان به این اشاره کرد که ما اساتید بازیگر در دانشگاه کم داریم و آن عدهای هم که مشغول تدریسند، در تمام دانشگاهها پخش شدهاند.
حضور عاملی به نام پارتی را چقدر در این حرفه موثر میدانید؟
نه تنها در سینمای ما، بلکه در زمینه بازیگری در تمام دنیا این قضیه وجود دارد. خیلی از بازیگرهای دنیا را میبینید که مثلا قبلا در کافیشاپ یا یک رستوران مشغول به کار بودهاند و بعد یک شبه تبدیل به یک بازیگر میشوند. این در ایران هم بوده اما بدون استثنا اینها میآیند چند تا کار انجام میدهند و بعد هم فید میشوند و از گردونه خارج؛ آن هم به این دلیل که یا استعداد ندارند، یا تلاش کافی نکردهاند یا زود خسته شدهاند. این کار واقعا سخت است و یک عشق به کار میخواهد. ولی بعضیها هم استعداد دارند، هم تلاش میکنند و هم عشق به کار دارند. پس میمانند و از یک نقطه صفر به یک میرسند و حتی خیلیها بالاتر هم میروند و به نقطه 100 میرسند. در بازیگری شانس هم خیلی موثر است و نمیشود گفت که شانس، چیزی نیست.
پس شانس را قبول دارید؟
اصولا من در زندگی خیلی اعتقادات خرافی ندارم، ولی اسم دیگری برایش پیدا نمیکنم؛ شاید یک اتفاق، شاید یک جرقه که برای بعضیها پیش میآید و برای بعضیها متاسفانه با تمام تلاشی که دارند پیش نمیآید. نمیدانم اسم آن را چه باید گذاشت شاید همان اتفاق بهتر است.
در حال حاضر و با تمام علاقهای که به نقاشی دارید، آیا این کار را انجام میدهید یا به دلیل مشغله آن را کنار گذاشتهاید؟
در سالهای اخیر خیلی محدود شده است، ولی اگر برسم حتما انجام میدهم. کاری که جدیدا انجام میدهم، دکوراسیون داخلی است و نزدیکی آن به رشته خودم و گذراندن دورههای مجزا و علاقه خودم به این رشته باعث شده گاهی که فرصتی دارم این کار را انجام دهم. نمیتوان نقاشی را هیچ وقت به عنوان یک شغل نگاه کرد. اما دکوراسیون و طراحی داخلی را میتوان به عنوان یک شغل هم در نظر گرفت و از طریق آن، درآمدزایی داشت.
بیشتر فضای نقاشیهایتان چه سبکی بود؟
مدرن و مدرن آفریقایی.
میشود کار یک دکوراتور را تعریف کنید؟
یک دکوراتور در واقع با یکسری اطلاعات میآید. دکوراسیون منزل برعکس رشته بازیگری یا نقاشی یا بافندگی فرش، معلومات و سواد میخواهد و باید یک دوره خاص را سپری کرد. چون تئوری خاصی دارد و فقط سلیقه در کار دخیل نیست. میتوان چیدمان خوبی در محیط منزل و کار داشت ولی یک اصولی دارد و اگر این اصول را بدانید که به طور مثال باید از چه رنگهایی در کجا استفاد کنید، چه نورهایی با چه رنگهایی همخوانی دارند، نورپردازی اتاق پذیرایی با اتاق خواب یا مطالعه چه تفاوتی دارد، رنگهای اتاقها چگونه باید باشد و...، از یک فضای خوب بهره میبرید. یک دکوراتور همه اینها را میداند و این اطلاعات را دارد و از تمام وسائلی که در خانههای مدرن الان خیلی زیاد شده، استفاده میکند. الان میبینیم که در خانههای مدرن، باز هم چیزی شبیه طاقچه درست میکنیم البته با سبک و سیاق دیگر. کاغذهای دیواری، پتینهها، کارهای خیلی ساده و بسیار شیک که میشود انجام داد و به زیبایی محیط کار و خانه افزود؛ چیزهایی که شاید خیلیها نبینند و ندانند.
دنیای مجازی و اینترنت چقدر به کارتان میآید و چقدر از آن استفاده میکنید؟
خیلی. تا جایی که بشود حتما این کار را انجام میدهم. اینترنت الان، یک لپتاپ یا نوتبوک است که آدم را هر جا که بخواهد، میبرد. گاهی سر صحنه، همکاران همراه خود میآورند و تا آنجایی که وقت کنیم سری به دنیای مجازی میزنیم.
بیشتر در بازیگری دنبال چه میگردید؟
بازیگری را همیشه با یک عشق و علاقه آغاز میکنی. بازیگر هیچ وقت سیراب نمیشود، چون بازیگری تمامی ندارد، مثل خیلی از رشتهها نیست که بگویی تجربهام تمام شد؛ نقطه پایان ندارد. بعد از هر کار میخواهی ببینی چه نمره قبولی به خودت میدهی، چه نمرهای مردم میدهند و چه نمرهای از همکاران دریافت میکنی. بعد کار بعدی برایت یک کلاس جدید میشود. امیدوارم تا زمانی که در این حیطهام، آن طور که دوست دارم روند رو به جلویی در پیش رو داشته باشم. تا حالا دوست داشتم مردم کارم را دوست داشته باشند و همین محبتهایی که میکنند کافی است و انرژی میشود برای ادامه دادن.
در کدام دانشگاه تحصیل کردید؟
سوره.
و اولین دستمزدی که دریافت کردید؟
ترم دوم دانشگاه، نمایشنامهای با استاد سمندریان کار کردم که دستمزدم شد هزینه یک ترم کلاس؛ البته من آن 60 هزار تومان را پرداخت نکردم.