مانا لقمانی: این روزها فیلم «امشب شب مهتابه»، بر پرده سینماهای کشور در حال اکران است؛ اما این نخستین فیلم دانیال عبادی در مقام بازیگر نیست. در واقع نخستین فیلم وی «غیرمنتظره» بود و عبادی آن روزها یکی از عوامل فروش فیلم غیرمنتظره به شمار میآمد و توانسته بود خیلیها را به سینما بکشاند؛ در همین مدت کوتاه طرفداران زیادی پیدا کرد. عبادی پیشنهادهای زیادی برای بازی دارد؛ اما دلش میخواهد باز هم نقشی را بازی کند که خیلی سخت باشد. عبادی میخواهد از تجربه دوستانش استفاده کند و ماندگار شود و ضمنا فعالیتش را در سینما طوری ادامه دهد که به تحصیلش در رشته MBA لطمه نزند. آنچه در ادامه میخوانید حاصل یک گفتوگوی مفصل یک ساعت و نیمه با دانیال عبادی است.
شما دارای تحصیلات کارشناسیارشد MBA هستید؛ چطور رو به بازیگری آوردید؟
راستش بسیار اتفاقی شد. من گاهی کار فیلمنامهنویسی انجام میدهم؛ روزی با آقای شهاب حسینی در پشت صحنه یکی از فیلمها ملاقات داشتم. به پیشنهاد شهاب حسینی به آقای محمدهادی کریمی که فیلمنامههای رستگاری در هشت و بیست دقیقه، شمعی در باد و... را نوشتهاند معرفی شدم. در آن زمان ایشان درگیر پیشتولید فیلم غیرمنتظره بود و از من خواست برای ایفای نقش تست بدهم و من هم پس از خواندن فیلمنامه تست دادم و پذیرفته شدم.
آیا از قبل به این کار علاقه داشتید یا پس از اینکه کار شروع شد این علاقه به وجود آمد؟
این علاقهای که افراد معمولا نسبت به شهرت و بازیگری دارند، چیزی است که میتواند دغدغه همه افراد در یک مقطع زمانی باشد. اصولا همه میل بسیاری به دیده شدن دارند و برای برآورده کردن همه اینها، بهترین راه را بازیگری میدانند و شاید این حس زمانی هم در خود من وجود داشته است. وقتی با غیرمنتظره شروع به کار کردم، این مسائل دیگر دغدغه من نبود، به هر حال من نیز از دیگران مستثنا نیستم. با ورود به این حیطه همواره نهایت تلاشم این بوده تا بهترین کار را ارائه دهم.
با توجه به این گفته شما، از هنگامی که اولین کار را شروع کردید، بین آثارتان فاصله زیادی افتاده است. آیا این موضوع دلیل خاصی دارد؟
البته فیلم غیرمنتظره را اسفند 1385 بازی کردم که در حقیقت 86 به شمار میآید و فیلم بعدی در فروردین 1387 کلید خورد و یک سال میان این دو فاصله افتاد. در این فاصله پیشنهادهای بسیاری داشتم و چون دلم میخواست موردی را انتخاب کنم که بیشتر جای بازی داشته باشد، «امشب شب مهتابه» را بازی کردم. در این نقش بیشترین تلاشم این بود که به بازی فکر کنم و اصولا در گزینش پیشنهادها سختگیری میکنم.
آیا میتوان بازیگری را یک شغل دانست و شهرتی که از بازیگری به دست میآید، میتواند به جای اینکه وسیلهای برای گذران زندگی باشد، برای بازیگر ایجاد دردسر کند؟
به طور کلی حرفه و شغل دارای تعاریف مشخصی از جمله وسیله امرار معاش، موقعیت اجتماعی و... است و من بر این باورم که همه اینها در بازیگری وجود دارد. بنابراین اگر از نگاه دیگری هم به آن بنگریم، باید بگویم که سینما یک صنعت است و پشت هر صنعتی تجارتی وجود دارد. در نتیجه در این زمینه هم میتوان از آن بهعنوان یک حرفه یاد کرد، که خب به تبع آن شهرتی هم دارد که اگر این شهرت را به عنوان یک مشکل ببینیم، باید بگویم که هر کاری برای موفق شدن مشکلات خود را دارد و بدون صرف تلاش و انرژی مورد نیاز این موفقیت به دست نمیآید. به هر حال این مسائل بیشتر بستگی به خود فرد دارد و مهم این است که ما چگونه به این شهرت نگاه کنیم.
اگرچه این باور نادرستی است که بازیگران افراد پولداریاند؛ اما هنوز هم بسیاری از مردم این تصور را از یک بازیگر در ذهن دارند. از نظر شما حقیقت چیست؟
اگر ما به بازیگری صرفا بهعنوان یک شغل و حرفه نگاه کنیم، میبینیم که از نظر مالی مشکلات خود را دارد. البته عدهای هم هستند که به بازیگری نگاه فرهنگی دارند و در کنار آن به حرفه دیگری مشغولند که نیازهای مالی آنان را برآورده میکند که این بسیار عاقلانهتر است.
خوب بازیگری در عین حال که زمان زیادی از اوقات بازیگر را میگیرد، دارای بیکاری مقطعی هم است. با همه اینها و به نسبت وقتی که از فرد میگیرد، درآمد خوبی دارد؟
راستش من بهسادگی نمیتوانم پاسخ درستی در این زمینه به شما بدهم؛ چون نگاهم به بازیگری کسب درآمد نیست و این از ابتدا نادرست است که فردی به خاطر پولدار شدن بازیگر شود. شاید در کنار بازیگری، اتفاقات دیگری برای فرد بیفتد که درآمد بهتری از بازیگری داشته باشد. در عین حال میتوان از شهرت حاصل از بازیگری استفاده بهینه کرد و بتوان در راهی از آن بهره برد که هم برای خود فرد و هم برای اطرافیانش مفید باشد. اگر صرفا به آن تکبعدی نگاه کنیم، این اصلا تفکر درستی نیست.
نخستینباری که از انجام کاری دستمزد گرفتید برای چه کاری بود؟
زمانی که دیپلم گرفتم تا نود درصد از خانوادهام استقلال مالی داشتم و با یکی از دوستانم، کارهای تجاری انجام میدادیم. همین مشغولیت سبب شد تا من با وجود پذیرفته شدن در دانشگاه، دو سال پس از دیپلم به دانشگاه بروم. چون در آن زمان مشغول به کار بودم؛ پس از آن رشته
Business را انتخاب کردم که در کارم بسیار به من کمک کرد. در دوران دانشجویی پارهای از فعالیتها را با توجه به نوع تحصیلاتم انجام میدادم و حتی در مقطعی به صورت دورههای آزاد E-Business و بازاریابی را تدریس میکردم. پس از آن بود که کمکم درگیر کار سینما شدم و در حال حاضر بیشتر به سینما میپردازم. البته یکی از مهمترین اولویتهای زندگی من، همان رشته تحصیلی است که در آن درس خواندهام.
در همه هنرها، عدهای هستند که ماندگار میشوند و برخی پس از مدتی به حاشیه میروند. راز این ماندگاری چیست؟
ما با دو مقوله در سینما سر و کار داریم که یکی ورود به سینماست و دیگری ماندگاری در آن. هر کس میتواند به شکلی وارد سینما شده و فیلمی هم بازی کند؛ اما مقوله دوم که ماندگاری در سینماست، اهمیت بیشتری دارد. چون فرد باید خود را چه از نظر شخصیتی و چه از نوع بازی و جلب مخاطب، با شرایط روز سینمایی که در آن فعال است هماهنگ کند تا بتواند به ماندگاری خود کمک کند.
در سینما بسیار اتفاق میافتد که برخی بازیگران کارگردان هم هستند و برخی کارگردانان بازیگر. آیا این دو حرفهای بودن، به اصل کار سینما لطمه نمیزند؟
ما بازیگر کارگردانها و کارگردان بازیگرهای موفقی را در سینمای ایران و جهان داریم و خیلی از آنان برنده جوایز اسکار هم میشوند. من این فعالیتها را جدا از هم نمیبینم، اینها هیچ منافاتی با هم ندارند؛ اما به شرط اینکه پیش از تصمیم خود به آن اندازه از آگاهی و خودشناسی برسند و تواناییهایشان را بشناسند.
از نظر شما مهمترین رکن در حرفه بازیگری چیست؟
اینکه فرد، بیننده و شنونده خوبی باشد، انعطافپذیری بسیار بالایی داشته باشد تا بتواند خود را با شرایط وفق بدهد و در کنار داشتن تخصص، باید فردی پاکدل باشد.
داشتن تحصیلات دانشگاهی در زمینه بازیگری تا چه اندازه در موفقیت یک بازیگر موثر است؟
ما نمیتوانیم دقیقا بگوییم افراد با گذراندن دورههای آکادمیک، بازیگر خوبی خواهند شد؛ چون بازیگری بیش از آنکه تکنیکی و اکتسابی باشد، باید بهصورت ذاتی در وجود شخص باشد. بسیار بازیگرانی هستند که از طریق حسشان بازی میکنند و این حس را هرگز در کلاسهای دانشگاه نمیتوان یافت. البته نمیتوان منکر تحصیلات دانشگاهی شد، چون تحصیلات به همان استعداد ذاتی فرد کمک میکند و به آن جهت میدهد.
در حال حاضر آموزشگاههای بسیاری برای تربیت بازیگر وجود دارند. کیفیت کار اینها را چگونه ازریابی میکنید؟
ما کلاسهای بازیگری خوبی را با اساتید باتجربه داریم و نتایج بسیار خوبی هم از آنها میگیریم. بسیاری از هنرآموزان همین کلاسها در فیلمهای سینمایی میدرخشند.
به نظر شما چند درصد از هنرجویان این آموزشگاهها در آینده واقعا بازیگر میشوند؟
برخی آموزشگاهها کیفیت بالایی دارند و برخی هم برای مقاصد تجاری شروع به این کار میکنند؛ اساتید مجربی ندارند و شناخته شده هم نیستند. این آموزشگاهها با شیوههای گوناگونی برای جلب هنرجو تلاش میکنند و در نتیجه کسانی که از این آموزشگاهها فارغالتحصیل میشوند، افراد کارآمدی در سینما نخواهند بود. در مقابل آموزشگاههایی که با اساتید معتبر فعالیت میکنند، کیفیت کارشان هم بالا است و افرادی را که دارای استعدادند، سمت و سو میدهند.
آیا خود شما دوره خاصی را برای بازیگری گذراندهاید؟
دو دوره با آقای میکائیل شهرستانی کلاسهای خصوصی فن بیان را گذراندهام.
نقش فن بیان در بازیگری چیست؟
به نظر من تعریف فن بیان این نیست که با گذراندن کلاس احساس کنیم تن صدای ما زیبا میشود؛ بلکه دانستن فن بیان کمک میکند تا در ادای همه حروف، واژهها و... بهصورت تفکیک شده و شیوا عمل کنیم و آن حس مورد نیاز را در زمانی که باید، در لحن و گویش خود داشته باشیم. همچنین بهرهگیری درست از ذخیره اکسیژنی که باید در ادای دیالوگ آن را تخلیه کرد؛ همه اینها را میتوان روی هم فن بیان دانست.
نقش داشتن اطلاعات عمومی تا چه اندازه در ارائه یک بازی خوب برای بازیگر موثر است؟
به نظر من داشتن اطلاعات عمومی نه تنها در زمینه سینما، بلکه در هر کار دیگری بسیار موثر است و به فرد برای صحبت کردن بهتر و ایجاد آرامش و اعتماد به نفس کمک زیادی میکند. اطلاعات عمومی در ادای سریع و درست واژگان و جملات برای هر بازیگری بسیار کارآمد است و به بازیگر کمک میکند تا از اضطراب خود بکاهد.
چرا بازیگری هنری است که بیشتر مورد توجه افراد گوناگون و بهویژه جوانان قرار میگیرد؟
شاید به سبب جذابیتهای بصری، شهرت و... که در پی دارد، باشد. ما وقتی به یکسری چیزها از دور نگاه میکنیم، به نظرمان بسیار زیباست؛ اما از این نکته غافلیم که پس از ورود به آن مقوله اگر با برنامه درست پیش نرویم مشکلات آن تا چه اندازه خواهد بود. این مسئله نه تنها در بازیگری، بلکه در همه کارها وجود دارد و کسانی که دوست دارند در آن جایگاه باشند، نمیدانند آن فردی که در آن فعال است چه مشکلاتی دارد.
با این ترتیب، بازیگری هم باید دارای مشکلات بسیاری باشد.
یکی از این مشکلات، دشواریهای زمان فیلمبرداری است که بازیگر ناچار از صبح زود آفیش میشود تا شب که معلوم نیست چه ساعتی کار تمام شود. وی باید گریم شود و آماده به کار باشد، غذاهایی که سر فیلمبرداری در یک زمان کوتاه باید بخورد در ظروف یکبار مصرف سرو میشود و در سرما و گرما باید کار کند. حفظ کردن دیالوگها، اضطرابهای جلو دوربین و نگرانی برای بازخورد فیلم، سیگار کشیدنهای پیاپی همکاران که در یک محیط بسته کوچک برای کسی که سیگاری نیست، ناراحتکننده میشود.
بهترین تجربه شما در زمینه بازیگری چه بوده است؟
شاید بهترین تجربه همین باشد که تلاش کنم خود را به مرحلهای برسانم که خیلی با گذشته تفاوت داشته باشم و از نظر کمال شخصیتی و اخلاقی به مرحله خوبی برسم. نکته جالبی که در بازیگری وجود دارد این است که با شخصیتهایی که نقش آنان را بازی میکنم، زندگی میکنم و شاید افراد عادی همیشه خودشان بودهاند و این فرصت را نداشتهاند جای افراد دیگری باشند و شاید من و مانند من بهعنوان یک بازیگر در آن نقش، این فرصت را داشته باشیم تا جای آنها بودن را تجربه کنیم.
نقش خلاقیت در کار شما چیست؟
در بسیاری اوقات، کارگردان دست بازیگر را باز میگذارد و اگر تو بتوانی جذابیتهای رفتاری و شخصیتی خود را با نقشی که قرار است ایفا کنی، تطبیق بدهی، نقش مهمی در جلب مخاطب خواهی داشت.
در کار خود تا چه اندازه مخاطب را در نظر میگیرید؟
من باید این انتخاب را پیش از گزینش فیلمنامه انجام دهم که اگر زمانی فیلمنامهای را انتخاب کردم، دقت کنم این فیلمنامه تا چه اندازه با نظر مخاطب همخوانی دارد. وقتی فیلمنامه انتخاب شد و کار را شروع کردم، دیگر نظر کارگردان مطرح است و من آنچه را که کارگردان میگوید، انجام میدهم. به هر حال، همه کارگردانان برای مخاطب فیلم میسازند و هر یک دارای مخاطب خاص خود هستند.