شیما انتظاریمقدم: یوسف تیموری همان گونه است که در فیلمهایش میبینیم؛ جوان، سرحال و مهربان. ششمین روز از ماه دی سال 1358 را برای ورود به دنیای جدید برگزید و در خانهای در غرب تهران شاهد بزرگ شد. در رشته نمایش و بازیگری در هنرستان صدا و سیما تحصیل کرده. از نقشهایش که میپرسم میگوید: «همه آنها را دوست دارم. مهم این است که آیا آنقدر که من همه نقشهایشهایم را دوست دارم (با خنده) آنها هم همدیگر را به همین اندازه دوست دارند یا نه؟ ولی مطمئنا آنها مخاطبانشان را خیلی دوست دارند». با بازیگر سریال «ماه عسل» به گفتوگو نشستیم و از مشکلات رشته بازیگری، بهویژه ژانر طنز و کمدی گفتیم.
شما از جمله بازیگرانی هستید که بیشتر در ژانر طنز دیده میشوید. این موضوع تصادفی است یا علتی دارد؟
شروع بازیگری را از تئاتر آغاز کردم و از ابتدا تا به حال سعی بر این داشتم که بازیگری را بهصورت درست و اصولی در کارهایم ایفا کنم. نقش و نوع آن برایم حساسیت ایجاد نمیکرد. در کارنامه کاریام تقریبا 70 درصد کارها و نقشهایم کمدی و طنز است و 30 درصد ژانرهای دیگر. ولی همیشه به دنبال انتخاب خوب و متفاوت بودم.
از اینکه مردم شما را در این ژانر میشناسند راضیاید؟
از اینکه مردم کارم را تا حدودی در این سالهای آخر تایید کردند خیلی راضیام و خدا را شکر میکنم که توانستهام با مخاطبان عام به شیوه طنز و کمدی ارتباط برقرار کنم. چون یکی از سختترین ژانرهای حرفه ما در زمینه بازیگری، بازی در کارهای طنز است. دیگر کارهایم که در ژانر طنز و کمدی نبوده و گهگداری انجام دادم برای رضای دل خودم انجام دادم که بتوانم به عنوان یک بازیگر به معنای واقعی بازیگری دست پیدا کنم و نزدیکتر شوم و تا حدودی هم موفق بودم؛ کارهایی مثل بوتیک، سایه آفتاب، قاصدک روی شانه، مجنون لیلی، این آخرین سفر و غافل که هیچ کدام فیلمنامه طنز نداشت. همیشه شعارم این است که بازیگر زمانی بازیگر است که بتواند در ژانرهای مختلف بازی کند.
آیا افراد به صرف اینکه شوخ و بذلهگویند میتوانند به عرصه بازیگری طنز وارد شوند؟
امیدوارم همه جوانهای ما شاد و همیشه شوخطبع و پر انرژی باشند، ولی شاید ترکیب کردن این شوخیهایشان با فراگیری کامل بازیگری بهصورت عملی و تئوری در سالهای نه چندان کم (که خیلی هم آسان نیست) بتواند برای آنها در عرصه بازیگری در ژانر کمدی و طنز راهگشا باشد. ولی در طی این مدت باید با اعتماد به نفس در کارشان پیش بروند.
نقشآفرینی در حوزه طنز چه ویژگیهایی را از بازیگر طلب میکند؟ ویژگیهای فیزیکی و شخصیتی؟
بستگی به فیلمنامهای دارد که در ابتدا در اختیارت قرار میگیرد و نوع نقشآفرینی برای آن فیلمنامه. گاهی باید تمام بدن، صورت و صدا همزمان به کار گرفته شود و گاهی هم حتی جنازه تو (بازیگر) برای ایجاد لحظه طنز کافیست.
این ویژگیها در شما چگونه به وجود آمده؟ با آموزش، تجربه یا پشتکار؟
طی فراگیری در آموزشگاه بازیگری حمید سمندریان و دوره فعالیت در تئاتر و هنرستان و تجربه کار در سالهای 74 تا 88 به دست آمده. البته هنوز هم برای یادگیری و فراگیری، در این زمینه خیلی جا دارم.
چه عواملی میتواند بازیگر طنز را در رسیدن به اهدافش کمک کند؟
فیلمنامه خوب، کارگردان خوب، پارتنر خوب (بازیگر مقابل) و همه عوامل خوب سازنده فیلم و در آخر بازی آگاهانه، هوشمندانه و خوب.
نقش آموزش و مخصوصا آموزش آکادمیک در شغل شما چیست؟
دانستن تئوری بازیگری اولین چیزی است که به بقای بازیگر در حرفهاش کمک میکند و وقتی با تجربه در تئاتر و تصویر همراه میشود آن وقت است که ثانیه به ثانیه، به رشد بازیگر در حرفهاش کمک میکند.
آیا نیازی به تخصصی شدن رشتههای دانشگاهی در ژانرهای مختلف بازیگری وجود دارد؟
قطعا؛ در سوال قبلیتان به صورت کامل توضیح دادم. این امر یک اصل مهم برای بازیگری است. ولی نه فقط تئوری و در حوزه دانشگاه؛ فعالیت پشت فعالیت، چه کوچک چه بزرگ.
مطالعه آزاد تا چه اندازه مفید است؟
من همیشه یک مثال را برای خودم میزنم که دنیای بازیگری به تیلهبازی تک نفره در کوچه تا سخنرانی برای صدها هزار نفر برای کسب تجربه و وسیع شدن نگاه بازیگر به جامعه نیاز دارد. این امر تاثیر مثبت در کار بازیگر هم میگذارد. مطالعه و فیلم دیدن هم زیرمجموعه مثال فوق میشود.
نقش کلاسهای آموزش بازیگری را در پرورش بازیگران این عرصه چگونه ارزیابی میکنید؟
اساتید بسیاری در حال حاضر مشغول به تدریس بازیگری در ایرانند. مهم این است که قدرت اطلاعرسانی استاد و قدرت و ریاضت هنرجو چقدر با هم هماهنگ و همزمان باشد تا این کلاسها بتوانند یک بازیگر خوب به خانواده سینما و تئاتر ایران معرفی و اضافه کنند.
بسیاری از افراد سودای بازیگر شدن در سر میپرورانند اما از مشکلاتش بیخبرند. گرفتایهای شغل شما چیست؟
هر شغلی گرفتاری دارد. عشق رسیدن به اهداف انسانی هر شغل، برای بیهوده زیست نکردن در جامعه، میتواند تمام مشکلات را به لذتِ انجام دادنش تبدیل کند. تا شقایق هست عاشقی باید کرد؛ البته با اجازه سهراب.
بازیگری معمولا شغلی فصلی است و بازیگران به تناسب سفارشهای کار در بخشی از سال بیکارند. شما در این اوقات چه میکنید؟ آیا برنامه منظمی برای پر کردن این زمانها دارید؟
این فصلها باید برای بازیگر ایجاد شود. فرق این شغل با شغلهای دیگر این است که نه تنها از لحاظ جسمانی بلکه از لحاظ روحی هنرمند را درگیر کار میکند. فشردگیهای هنگام کار، فاصلهها و فصلهای استراحت و فراغت را میطلبد. من سعی میکنم در این زمان به کارهای بعد هم فکر کنم و هر کاری را که برای ایجاد گام بهتر و بلندتر از قبل من در این عرصه میشود، انجام دهم.
تمرین در شغل شما چقدر موثر است. وقتی مدتی از کار دور میمانید، برای بازگشت به عرصه کار، چه باید بکنید؟
این مسئله در هر بازیگری متغییر است. نمیگویم تمرین مهم نیست، با تمرین کردن به اصل نقش نزدیکتر میشوی ولی تا حالا مدت زیادی از کارم دور نبودم که برای برگشت احساس کنم باید تمرین داشته باشم. شاید هم یک وقتی، فاصله یک کار تا کار بعدی زیاد بوده، ولی تفکر به کار از من دور نبوده که برای ادامه دادن آن بعد از مدتی، نیاز به تمرین داشته باشم. البته از این بابت هم خدا را شکر میکنم که در رابطه با من میشود گفت ثمره خوب دوام آوردن شاگرد متوسط استاد بینظیر بوده.
چه کاری انجام میدهید تا نقشتان تکراری نشود؟
تکرار کردن نقشها بالاخص در تلویزیون ایراد و عیب بازیگر نیست. زمانی خلاقیت و نوآوری را در کار احساس میکنی که با تکرار کاراکتر مثلا در ژانر کمدی بتوانی باز هم مخاطب را مشتاق به ادامه دیدن کار کنی و در قالب این کاراکتر مسائل جدیدتری را به بیننده عنوان کنی؛ تا جایی که به تکرار نقش فکر نکند و به هدف و حرف اصلی فیلم از دهان بازیگری فکر کند شاید همین تکرار اصولیش ایجاد یک نیمچهسبک در کارش را بوجود آورده.
فکر میکنید ماندگاری در این عرصه به چه عواملی بستگی دارد و شما تا چه زمانی در این عرصه باقی میمانید؟
انتخاب خوب بازیگر برای کارهایش و فاصلهگذاری آنها و مهمتر از آن انرژی و عشقی که روز اول از تخم چشمان او برای ایجاد و خلق یک نقش به تمام بدنش انتقال پیدا میکند و از لنز رد میشود و برای بیننده قابل باور میشود، او را در تمام کارهایش حتی بعد از صد سال حفظ میکند.
شغل دیگری جز بازیگری دارید؟
شراکت در یک گالری کوچک لوسترهای تزئینی به نام گالری اسکار لوستر را دارم که قبل از درآمدزائی مالی، عشق به انتخاب زیباترین آنها و چیدنشان در یک جا و کنار هم را دارم.
در حال حاضر چه کاری در دست دارید؟
یک تلهفیلم کمدی به نام «به روح پدرم» به تهیهکنندگی کمال طباطبایی و کارگردانی جواد رضویان که من و خودِ جواد رضویان نقشهای اصلی را به عهده داریم. بعد از آن اگر خدا بخواهد اولین تجربه کارگردانی را در زمینه طنز با یک تلهفیلم شروع میکنم که در حال حاضر نویسنده در حال نگارش فیلمنامه آن است.
اولین باری که بابت انجام کاری (هر چند ناچیز) پولی دریافت کردید چه زمانی بود و برای چه کاری؟
سریال هوای تازه سال 75 به کارگردانی محمد رحمانیان. اولین دستمزدم را از تهیهکننده حرفهای تلویزیون که هنوز هم فعالیت دارند، آقای اسماعیل عفیفه دریافت کردم. عطش پخش شدن و دیدن کارم حواسی برایم نگذاشت تا بفهمم چقدر دستمزد گرفتم؛ برایم مهم نبود و نیست.