حمید خندان فارغالتحصیل رشته مهندسی الکترونیک از دانشگاه آزاد تهران مرکز، این روزها در کنار فعالیت موسیقایی به صورت حرفهای، آتلیه V.I.P را راهاندازی کرده تا یک مجموعه فعال را برای ایجاد شغلی حرفهای و هنری گرد هم جمع کرده باشد. خندان اولین آلبوم خود را با نام «شروع قصه» در سال 84، بعد از حدود 20 حضور در عرصه موسیقی منتشر کرد. ضمن اینکه این روزها مجوز انتشار دومین اثر موسیقایی خود را با نام «خداحافظ رفیق» نیز دریافت کرده است. او اولین تجربه سینمایی خود را در کنار مجید مظفری در فیلم «قلبهای ناآرام» به دست آورد و بعد از «زن بدلی»، به تازگی «حلقههای ازدواج» با حضور این خواننده دور از حاشیه روی پرده سینمایهای تهران در حال اکران است. اینها همه بهانهای شد تا با این هنرمند همه فن حریف گفتوگویی داشته باشیم که با هم میخوانیم.
در ابتدا کمی در مورد آلبوم دومتان توضیح دهید.
چهار سال طول کشید تا مجوز آلبوم را دریافت کنم. فکر میکنم کمتر از یک ماه آینده آلبوم وارد بازار موسیقی پاپ شود.
فکر نمیکنید نسبت به خیلی از خوانندگان همدورهای خودتان که حرفهای هم کار میکنند، کم کار بودید؟
بله، من مثل بقیه دوستان پرکار نبودم، چون مجوز نمیگرفتم. ضمن اینکه بعد از کنسرتی که سال گذشته در کاخ سعدآباد داشتم و مسائلی که پیش آمد، به نوعی خودم را تحریم کردم تا شاید گلهای باشد برای دریافت مجوزم. شاید هم موثر نبوده اما بعد از یک سال، بالاخره پروانه انتشار دومین آلبوم خودم را گرفتم.
فضای این روزهای موسیقی را چطور میبینید؟
اگر چند سال پیش این سوال را می پرسیدید، میگفتم حال موسیقی ما خراب است اما این روزها متاسفانه حال موسیقی ما روبه وخامت است و اگر تدبیری اساسی برایش پیش نگیرند، مطمئنان چیزی از موسیقی پاپ باقی نمیماند. اگر به خاطر لطف برخی از دوستان که در طی این سالها همراهیام کردند و مردمی که صادقانه مورد حمایتشان قرار گرفتم نبود، از موسیقی خداحافظی میکردم. متاسفانه گاهی کسانی برای موسیقی ما تصمیم میگیرند که چندان حال خوبی نسبت به موسیقی ندارند. من چند سال پیش به دوستانی که کار تهیه و تولید و پخش آثار موسیقایی را به عهده داشتند، گفتم این موج وحشتناک موسیقی شش و هشت که به خورد مخاطب داده میشود، دورنمای خوبی ندارد. همان صدای من و خیلی از همکارانم درآمد اما کسی توجه نکرد تا جایی که خیلی از همین شرکتها امروز در مغازههایشان یا سیم و کابل و لامپ و برخی هم لوستر میفروشند. چند سال پیش، این عزیزان فکر امروز را نکردند. ضمن اینکه برخی از این آقایان حداقل یک مغازه داشتند که منبع درآمدشان باشد. ما در آن سالها خواننده بودیم امروز هم خوانندهایم.
چند سالی است با انتشار غیرمجاز برخی آثار موسیقی که هیچ حرفی برای گفتن ندارند، سطح سلیقه مردم افت بسیاری داشته. در این باره صحبت کنید.
قطعا موسیقی مثل خوردن غذاست. موسیقی غذای روح انسان است. شما اگر غذای مسموم بخورید، مطمئنا مسموم میشوید پس موسیقی بد هم روح و روان آدمها را ضعیف و تا حد زیادی بیمار میکند. من در اینترنت مطلبی را برای درمان چاقی میخواندم که بین چند راهکاری که برای لاغری به تائید پزشکان متخصص رسیده بود، گوش کردن به موسیقی لایت نیز اشاره شده بود. در این مطلب پزشکان به موسیقی به عنوان موسیقی درمانی نگاه کردند. من بارها گفتم باز خدا پدر مسئولان مربوطه را بیامرزد که با یک سری سختگیریها، جلوی یک سری مسائل را گرفتند وگرنه چه بلایی سر این موسیقی بیزبان میافتاد خدا عالم است. کما اینکه کم لطفی برخی از مسئولان در سالهای گذشته باعث ظهور موسیقی زیرزمینی شد که تا چند وقت پیش کار به ناسزا گفتن در اشعارشان رسیده بود. حدود پنج سال پیش به خیلی از همکارانم از خواننده گرفته تا فعالان این عرصه و شرکتهای تهیه و تولید و پخش، گفتم تا زمانی که به موسیقی سطحی نگاه کنید، ما سیر نزولی داریم.
به نظر شما اینکه هر کسی میتواند در یک استودیو هم کاری ضبط کند و بعد از طریق اینترنت پخش کند و مخاطب موسیقی که گاهی نسبت به هنرمندان کشور کم لطفی میکند با یک کلیک و دانلود چندین کار را میشنود، چه بازخوردی در طولانی مدت یا حتی کوتاه مدت دارد؟
ما جلسهای حدود 2 ماه پیش با وزیر جدید ارشاد داشتیم. هرچند به ایشان گفتم که ما میدانیم در مورد موسیقی شما تنها مرجعی نیستید که تصمیم میگیرید، اما مشکلات زیادی در این بخش وجود دارد و ایشان هم از بیان مشکلات و راهکارهایی که من و همکاران موسیقاییام پیشنهاد کردیم، استقبال کرد. امروز فضای خوبی در موسیقی خصوصا پاپ حاکم نیست، امیدوارم در آیندهای نه چندان دور اتفاقات خوبی صورت بگیرد. خوشبختانه آقای حسینی به عنوان سردمدار فرهنگی این کشور صاحب این درک است که موسیقی، بخشی از فرهنگ جامعه و اتفاقا تاثیرگذارترین بخش فرهنگی هم است. مسئلهای که سوال مورد شماست هم در این جلسه مطرح شد و همان طور که گفتم امیدواریم اتفاقات خوبی بیفتد.
واقعیت این است که برای ترویج هر هنری نیاز به دیده شدن آن هنر است. متاسفانه غیبت یک شبکه موسیقایی در رسانه ملی کشور باعث ظهور شبکههایی شده که متاسفانه موسیقی داخلی را به بدترین شکل ممکن به نمایش گذاشتند. از گفتههای شما که در مورد جلسهتان با وزیر جدید وزارت ارشاد داشتید، چنین برداشت میشود که به تعاملات خوبی رسیده باشید. این بخش از هنر که بخش تصویری است چقدر مورد بحث و گفتوگو قرارگرفت و اینکه چقدر میتوان به موسیقی تصویری در کشور و در یک رسانه ملی امیدوار بود؟
همانطور که شما گفتید، به چنین شبکهای صد درصد نیاز داریم. این موضوع هم در همان جلسهای که اشاره کردید مطرح کردیم و به نتایج خوبی رسیدیم. قرار است برنامهریزیهای مناسبی انجام شود که در این مسیر، صدا و سیما که از بزرگترین و قدرتمندترین رسانههای ملی در هر کشوری خصوصا کشور ما محسوب میشود، نقش بسیار مهمی در به هم زدن بساطی دارد که برخی آدمهای سودجو که فقط به حسابهای بانکیشان فکر میکنند، راه انداختهاند. وقتی میشود از تلویزیون داخلی برنامههای خوب و تصویرهای خوب و قابل دفاع پخش کرد، چرا فرصت به دست این افراد بیفتد؟
برمیگردیم به سوالهای موسیقایی و کارهای شما. به نظر شما که یکی از هنرمندان حرفهای عرصه موسیقیاید، فرق یک ملودیساز و آهنگساز در چیست؟
به نظر من ملودیساز کسی است که میتواند بگوید من نمیتوانم ساز بزنم ولی آهنگ میسازم. واقعا بیشتر این افراد چیزی از موسیقی، آکورد و... نمیدانند و اصلا موسیقی را به درستی نمیشناسند. به یکی از همین ملودیسازها گفتم چه سازی را به صورت حرفهای میشناسید و در نواختنش تخصص دارید؟ خیلی جالب بود گفت من ساز نمیزنم. نکته جالب اینکه این عزیزان تنها کاری که خوب بلدند، سوت زدن است آن هم نه به صورت حرفهای.
فکر میکنید بازخورد چه اتفاقاتی است که ما به این نقطه رسیدیم؟
تمام مشکلات و معضلاتی که تا الان در موردش با هم گفتوگو کردیم، در این نابسامانی و چیدمان غلط تاثیرگذار بودند. همه این اتفاقات دست به دست هم دادند تا امروز یک نفر با نانای نانای گفتن ادعای آهنگسازی کند. به نظر من کمترین چیزی که باید مورد توجه یک آهنگساز و حتی خواننده باشد، این است خودش یک ساز تخصصی را بشناسد و نواختن آن را بلد باشد.
بزرگنمایی برخی از خوانندگان جوان و نوپا در عرصه موسیقی از سوی برخی نشریات چند سالی است که پررنگتر شده است. شما چه نظری دارید؟
قطعا همینطور است. مردم به مطبوعات اعتماد دارند و آنها را باور کردند. وقتی روی جلد یک مجله عکس یک خوانندهای که چند ماهی بیشتر نیست وارد عرصه موسیقی شده، چاپ میکنند و کنارش تیتر میزنند «پدیدهای جدید در موسیقی پاپ»، مخاطب به این تیتر اعتماد میکند و در اولین فرصت سیدی خواننده مورد نظر را تهیه میکند و وقتی کارها را گوش کرد، هم از خواننده دلزده میشود و هم اینکه بعد از آن به نشریات هم اعتماد نمیکند. کما اینکه در اطراف خودمان از این موارد بسیار دیدیم. ما اصلا در موسیقی پدپده نداریم که برخی از این نشریات این واژههای سنگین را به هرکسی نسبت میدهند. وقتی یک نشریه شیپور برمیدارد و یک نفر را به هزار و یک دلیل غیرقابل قبول توی بوق و کرنا میکند، حتما باعث شکست خواننده و از بین رفتن اعتماد مردم نسبت به خود میشود که البته به اعتقاد من، خیلی از موارد تحت فشارهای مالی و لابیهای دوستان صورت میگیرد که مطمئنا برای این بخش هم باید یک فکر اساسی کرد.
کمی در مورد فضای آلبوم جدیدتان با نام «خداحافظ رفیق» صحبت کنید.
ضمن اینکه فضای آلبوم اولم را حفظ کردم، چند کارمتفاوت و خاص نیز در این مجموعه جادادم. «خداحافظ رفیق» 15 قطعه دارد که فکر میکنم از جمله آلبومهای پر کاری است که در این چند سال منتشر می شود. تیتراژ پایانی فیلم «حلقههای ازدواج» را در این آلبوم میشنوید. تلاش کردم فضای موسیقی دهه 50 که در آلبوم «قصه شیرین» بود، در این آلبوم نیز حفظ شود. کار راک، تکنو و چند کار شش و هشت قابل دفاع هم دارم.
با این توضیحات، یعنی تمام سلایق را در نظر گرفتید.
بله سعی کردم که این طور باشد، امیدوارم این اتفاق هم بیفتد. مثلا یکی از قطعهها، تم عربی دارد. البته خیلی برای جمعآوری این آلبوم سرسری و درهم فکر نکردم.اگر اغراق نکرده باشم این آلبوم شش بار مستر شد و نهایتا بار هفتم به دلم نشست. البته این به دلیل کمکاری یا بیدقتی همکارانم نیست؛ من روی کارهایم بیش از اندازه وسواس دارم. فکرمیکنم اگر خدا لطف کند و مساعدتهای لازم از طرف شرکت تصویر دنیای هنر انجام شود، حتما اتفاقات خوبی برای این آلبوم میافتد.
در این اثر، با چه کسانی همکاری داشتید؟
ترانههای این آلبوم را بابک صحرایی، امیر شاملو، عرفان سلیمی، پوریا ربیعی، مسعود عسگری، فروه مخصوص و نیلوفر لاریپور سرودهاند. ضمن اینکه آهنگسازی اکثر قطعههای این آلبوم به عهده خودم بوده که البته رضا تاجبخش هم در این بخش با من همکاری کرده است. رضا تاجبخش، علی ضیایی، مسعود همایونی، سامان امامی و محمد عباسی تنظیمکنندگی این آلبوم را به عهده داشتند.
پیش از این شنیده بودیم اسم دومین آلبوم حمید خندان «احساس شیرین» است، دلیل این تغییر نام چه بود؟
متاسفانه بعد از دریافت مجوز انتشار آلبوم، پدرم. درگذشت. در این اثر کاری را اجرا کردم با نام خداحافظ رفیق که شرح حالی از پدرم بود. احساس کردم تغییر نام این آلبوم از احساس شیرین به خداحافظ رفیق، ادای دینی بود به پدر عزیزم.
تیتراژ هم اجرا کردید؟
بله سریال «سایه تنهایی» که از شبکه یک پخش شد، «چراغهای خاموش» و سریال «افسون» که خاطرم نیست از کدام شبکه پخش شد و بعضا چند سریال دیگر که در حال حاضر، حضور ذهن ندارم.
کمی در مورد حضورتان در سینما صحبت کنید.
سال 80 از سوی آقای دکتر چراغعلی به آقای مجید مظفری معرفی شدم. تجربه خوبی بود، ضمن اینکه برای اولین تجربه نقش اول یک فیلم را داشتم که این خود، اتفاق خیلی خوبی بود. سال 84 در پروژه «زن بدلی» حضور داشتم و امسال هم که در نقش یک خواننده در فیلم «حلقههای ازدواج» بازی کردم که به تازگی اکران شده. دنیای سینما، بزرگتر و سختتر از موسیقی است. ضمن اینکه من تخصصم بیشتر در موسیقی است. برای همین ترجیح دادم در حد حضور کوتاه بازی کنم که خب میتواند ویترین خوبی برای معرفی من به مخاطب باشد. مثلا در «حلقههای ازدواج» 2 قطعه از قطعههایی که در آلبوم «خداحافظ رفیق» بسته شده، اجرا کردم که فکر میکنم مخاطب با این اتفاق بیشتر با من آشنا میشود.
شما از جمله هنرمندانیاید که خیلی از شاخهای به شاخه دیگر میپرید. غیر از فعالیت در موسیقی و حضور در سینما، کارهای دیگری را هم انجام دادهاید. لطفا کمی در موردشان توضیح دهید.
اگر حسب تعریف نباشد، جز کسانیام که بین خوانندگان هر کاری را برای اولین بار انجام دادم. اولین خوانندهای بودم که کافیشاپی را راهاندازی کردم که بعدها به یک گروه موسیقی واگذار کردم. در حال حاضر هم اولین خوانندهایام که یک آتلیه حرفهای راهاندازی کردم که در همین مدت کوتاه هم از طرف هنرمندان خصوصا بازیگران، هم از طرف چندین نشریه مورد استقبال قرار گرفته است.
چقدر به درآمدزایی فکر میکنید؟
خب این طبیعی است که هر آدمی به یک کار خاص برای درآمدزایی فکر کند. من هم استثنا نیستم، ضمن اینکه خوشحالم از اینکه هرجایی را راهاندازی کردم، همانقدر که برای خودم مفید بوده، تعدادی از افراد هم مشغول به کار شدند. مثلا در همین آتلیه V.I.P چندین نفر مشغول به کارند که مطمئنا برایشان درآمدزایی دارد.
شنیدهها حاکی از آن است که به تازگی تصمیم گرفتید دستی هم در نشریات داشته باشید. در این زمینه لطفاتوضیح دهید.
پدر من که به تازگی در گذشته، حدود 50 سال از عمر خود را در عرصه مطبوعات سپری کرد و طبیعتا من هم تا حدی با این مقوله آشنایی پیدا کردم. تحت وکالتی که از پدرم داشتم، بعد از فوت ایشان امتیاز مجله به بنده واگذار شد که تلاش میکنم به زودی با دستی پر وارد این عرصه نه چندان راحت شوم.
چقدر به آینده شغلیتان خوشبینید؟
من همیشه سعی کردم آهسته اما پیوسته حرکت کنم. ضمن اینکه کار کردن را دوست دارم. آینده بدی را برای خودم نمیبینم. امیدوارم هم من و هم تمام همکارانم از نظر شغلی آیندهای مطمئن داشته باشیم.
اولین دستمزدی که داشتید چقدر بوده؟
من معمولا چون خودم بنیانگذار کارهای غیر موسیقاییام بودهام، از کسی دستمزد نمیگیرم.