هفته نامه فارغ التحصیلان :اگر تا چند سال پیش بسیاری از جوانان، آب باریکه دولتی را به فعالیت در بخش خصوصی ترجیح میدادند، در حال حاضر تعداد جوانانی که تمایل به حضور در بخش خصوصی دارند، به شکلی چشمگیر رشد پیدا کرده است. بحث پیرامون اشتغال جوانان در بخش خصوصی سبب شد سراغ یحیی آل اسحاق برویم تا او نیز تائید کند جوانان، مرکز انرژیاند، اما آنها هم باید خود را با واقعیتهای اقتصادی وفق دهند. او اعتقاد دارد نمیتوان گفت فردی چون جوان است، به سرمایه برای کار خود نیاز ندارد. متن گفتوگو با یحیی آل اسحاق، رئیس اتاق بازرگانی و صنایع و معادن را در زیر میخوانید:
شما در حال حاضر به عنوان رئیس پارلمان بخش خصوصی تهران فعالیت میکنید. سوالی که قصد دارم بحث را با آن آغاز کنم، این است که موضوع تولید و سرمایهگذاری در این بخش، تا چه اندازه میان فعالان بخش خصوصی اهمیت دارد؟
دغدغههای بسیاری در این رابطه وجود دارد، بر این اساس که اگر جغرافیای حوزه اقتصادمان را فقط ایران در نظر بگیریم، باید تلاشمان بر این باشد که مقیاس، در فرایند تولید برای جامعه هدفی 70 میلیون نفری در نظر گرفته شود. در این شرایط، وزن تولیدی که صورت میگیرد، متناسب با 70 میلیون نفر است. زمانی مقیاس تولید ما بازار داخل است و زمانی مقیاس تولید برای ما بازار جهانی تعریف میشود. گفتنی است قیمت تمام شده و تکنولوژی در 2 حالتی که به آنها اشاره شد، بسیار با یکدیگر تفاوت دارد. در همین رابطه میتوان با طرح پرسشی به یک مثال اشاره کرد که چرا با این مقدار سرمایهگذاری در رابطه با خودرو، هنوز هم در این صنعت گرفتاری داریم؟ پاسخ آن واضح است چون فقط به بازار داخلی توجه کردهایم و مردم مجبورند هر محصولی را بخرند که تولید شده است. طبیعی است تحت این انحصار و این نگرش، کیفیت هم بالا نخواهد رفت.
یعنی تعاملات بینالمللی در تولید کنونی ایران لحاظ نمیشود؟
من به این سوال به گونهای دیگر پاسخ خواهم داد. در تعاملات بینالمللی، ما ناگزیریم از سه گزینه موجود، یکی را انتخاب کنیم؛ یا باید از صحنه رقابت در اقتصاد جهانی حذف شویم یا به هضم در آن دل ببندیم یا اینکه در نهایت، یک تعامل منطقی در عرصه اقتصاد جهان با سایر کشورها برقرار کنیم. از میان این سه گزینه، هضم در اقتصاد جهانی که ممکن نیست چرا که اگر اینطور بود، دیگر نیازی به انقلاب نداشتیم. ما انقلاب کردیم که از هضم در نظامهای جهانی رها شویم. از سویی دیگر، حذف هم ممکن نیست چون تعاملات جهانی به شکلی است که نمیتوان به تنهایی اقدامات اقتصادی را پیش برد. در حوزه اقتصادی جهان امروز امکان حذف وجود ندارد، بر این اساس ناگزیریم گزینه سوم را بر اساس تمام آرمانها، منافع ملی و منافع حیاتی انتخاب کنیم. باید این رقابت را در خود به وجود بیاوریم که میتوانیم در بازارهای جهانی حضور پیدا کنیم. البته نباید از این نکته غافل شد که باید محصولی تولید کرد که در بازار خودنمایی کند.
این موضوع در سند چشمانداز توسعه ایران هم تائید و تاکید شده است؟
بله در سند چشمانداز، به تعامل منطقهای، هم در سطح منطقه و هم در جهان تاکید شده است. ما چارهای نداریم جر اینکه در منطقه و جهان حضور داشته باشیم. اگر این جمله که «چارهای نداریم» جا بیفتد، در روابط سیاسیمان هم به شیوهای دیگر فعالیت میکنیم. از روابط اقتصادی جهت روابط سیاسی بهره میبریم و از اهرمهای سیاسی، جهت اهرمهای اقتصادی استفاده خواهیم کرد.
جایگاه تولید در ایران با نگاه حضور در بازارهای جهانی، میان فعالان بخش خصوصی حائز اهمیت است؟
برای اینکه بخواهیم در این عرصه رشد کنیم، باید بینشمان به اقتصاد را از اول تغییر دهیم. اخیرا مقام معظم رهبری هم، به تولید صادرات محور اشاره کردهاند که موضوع بسیار با اهمیتی است. در باطن این بیان مقام معظم رهبری، حرفهای بسیاری نهفته که باید مورد توجه اساسی قرار گیرد. در حوزههای مخلف صادراتی، این موضوع تفاوت دارد؛ بر این اساس باید با برندهای دنیا هماهنگ شد و از سوی دیگر، حتی قانون سرمایهگذاری هم باید تغییر پیدا کند. در نهایت هم با شرکتهای خارجی باید هماهنگ شد.
به اعتقاد برخی کارشناسان، تولید با نگاه صحیح به اشتغال رونق خواهد گرفت. شما چنین دیدگاهی را تائید میکنید؟
بپذیرید که ما کشوری جوانیم و شاید جوانترین کشور جهان هم باشیم. بنابراین باید دنبال فرصتهای شغلی، بیش از استاندارد دنیا باشیم. در ایران هر سال باید حدود یک میلیون شغل جدید ایجاد شود. گفتنی است هر فرصت شغلی هم که قرار است ایجاد شود، بر اساس استانداردهای موجود، چیزی حدود 50 میلیون تومان هزینه نیاز دارد. البته این رقم بر حسب تکنولوژی تغییر میکند اما باید هزینه کرد. یعنی ایجاد اشتغال برابر است با حجم سرمایهگذاری.
اما اشتغال، نیاز واضح این روزهای ایران است. یعنی سرمایهگذاری در رابطه با آن صورت نمیگیرد؟
قبول دارم که اشتغال جزو ضرورتهای ایران است اما اشتغال با خواهش و التماس جور در نخواهد آمد؛ اقتصاد با واقعیت سر و کار دارد و با شعار میانهای ندارد.
بیان این مسائل در تئوری خیلی راحت است، اما در عمل موج بیکاری میان جوانان وجود دارد.
بله، به شکل تئوری حل مشکل بیکاری راحت است اما باید آنها را عملیاتی کرد. نمیتوان گفت اشتغال به وجود آید اما سرمایهگذار نباشد. بنابراین باید سرمایهگذاری کرد تا اشتغال ایجاد شود. به عبارت دیگر، فرصت شغلی باید بر این اساس ایجاد شود. باید به این نکته توجه کرد که سرمایهگذاری، ایجاد نمیشود مگر آنکه سرمایهگذار مطمئن باشد کارش مفید است. نمیتوان به یک سرمایهگذار گفت شما بیا و در یک رقم میلیاردی سرمایهگذرای کن. اگر آن محصول در بازار به فروش نرسد تکلیف چیست؟ باید محصولی باشد که بازار داشته باشد و برای اینکه بازار داشته باشد، عوامل بازار باید فضای کسب و کار را تسهیل کنند.
این موضوع بیشتر در بخش خصوصی مشاهده میشود یا در بخش دولتی هم وجود دارد؟
خوشبختانه واحدهای دولتی بزرگ ما با ظرفیت بالای 70 درصد در حال فعالیتند و مشکلاتشان هم تا حدی حل شده است. اما در واحدهای کوچک بخش خصوصی یک سری چالش وجود دارد. حجم سرمایهگذاری انجام شده در بخش خصوصی به گونهای است که با تمام ظرفیت خود فعالیت نمیکنند.
در بخش صنعت، بخش خصوصی از تمام ظرفیتش برای تولید، بهره میبرد؟
اشتغال، نکته مهمی است و برای سرعت دادن به آن، باید همه جوانب دیده شود. برای سرعت بخشیدن به افزایش ظرفیت تولید در صنایع و به طبع آن ایجاد اشتغال، باید مشکلات صنایع حل شود. موضوع مسکن هم مهم است چرا که مسکن میتواند 120 نوع شغل به صورت مستقیم و 400 نوع شغل را به شکل غیرمستقیم به حرکت درآورد. در یک ساختمان، حدود 120 نوع محصول تولیدی وجود دارد. این بدان معناست که ایجاد یک ساختمان، 120 کارخانه را وادار به تحرک خواهد کرد. نگرش صحیح به مسئله مسکن، یکی از راهکارهای تسریع اشتغال است. البته مسکن هم مشکلات خود را دارد.
مشکلات آن چیست؟
باید تعارضات حوزه مسکن حل شود. رونق مسکن یک مسئله بسیار مهم دیگر است. نوع برخورد با این قضیه میتواند راهکاری برای حوزه اقتصاد به خصوص مسئله اشتغال باشد.
آیا جوانان در طیف فعالان بخش خصوصی، برای ایجاد اشتغال جدی گرفته میشوند؟
جوانان، مرکز انرژیاند، اما آنها هم باید خود را با واقعیتهای افتصادی وفق دهند. نمیتوان گفت فردی چون جوان است برای کار خود به سرمایه نیاز ندارد یا اینکه چون جوان است، کارخانهای را به شکل مجانی اداره کند.
در واقع این همان واقعیتهای اقتصاد است.
بله. جوان هم در فضای اقتصادی باید با یکسری مسائل هماهنگ شود. قبول دارم مسئولان و خانواده هم باید فضا را برای رشد این استعدادها فراهم کنند، یعنی الزامات باید فراهم شود. نه اینکه چون واژه جوان بر فردی وجود داشته باشد، کار تمام است. جوان به اضافه سرمایه، تکنولوژی و واقعیتهای بازار میتواند موفق باشد. سرمایه بزرگی به نام جوان داریم با استعدادهایی نهفته. باید فضا برای آنان درست شود تا مشکل اشتغال حل شود. دولت ادعا میکند موضوع بیکاری را کم کرده است؛ درست هم است، اما واقعیت این است که هنوز خلایی وجود دارد که باید پر شود.