مهاجرتهاي تحصيلي به خارج از كشور طي سالهاي اخير به گونه چشمگيري افزايش يافته است؛ چنانكه هر سال كشور تازهاي براي دانشجويان ايراني كه با هدف ادامه تحصيل مهاجرت ميكنند، پيدا ميشود. زماني دانشگاههاي اوكراين و فيليپين و ارمنستان انبوه دانشجويان ايراني را به خود جذب ميكردند. در دورهاي ديگر نوبت به دانشگاههاي هند رسيد، و ظاهراً حالا دور، دور دانشگاههاي مالزي و قزاقستان است. اغلب اين دانشگاهها در كشورهاي در حال توسعه واقع شدهاند و خدمات تحصيلي و آموزشي كه به دانشجويان ارائه ميدهند، اگر پايينتر از دانشگاههاي داخلي نباشد، همتراز آنهاست. احتمالاً همين موضوع مسئولان وزارت علوم، تحقيقات و فناوري، و همكارانشان در وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي را بر آن داشته تا هر چند وقت يك بار براساس گزارشهايي كه به دستشان ميرسد، اعلام كنند مدارك فلان دانشگاه خارجي در ايران قابل ارزشيابي نيست و اعتبار نيست. آخرين موضعگيري دراينباره به دانشگاههاي قزاقستان برميگردد كه هفته گذشته از سوي اداره كل امور دانشآموختگان وزارت علوم اعلام شد. گزارشي كه در ادامه ميخوانيد، به برخي از اين موضعگيريها طي 3 سال اخير در قبال دانشگاههاي اوكراين، فيليپين، ارمنستان، هند، مالزي و قزاقستان ميپردازد.
2 دهه پيش كه اتحاد جماهير شوروي فرو پاشيد، كمتر كسي فكروش را ميكرد كه زماني دانشگاههاي كشورهاي تازه استقلاليافته آن به مقصد اصلي مهاجرتهاي دانشجويي در ايران تبديل شود. اين اتفاق اما افتاد و خيلي زود دانشگاههاي كشورهايي همچون اوكراين و ارمنستان پذيراي صدها دانشجوي ايراني در رشتههاي مختلف شدند. اين در حالي بود كه گزارشها از اعتبار علمي پايين بسياري از اين دانشگاهها حكايت ميكرد. سيل مهاجرتهاي دانشجويي به كشورهاي تازه استقلال يافته نه تنها توش و توان علمي دانشگاههاي داخل كشور را زير سؤال ميبرد، كه همچنين خروج بيحساب و كتاب ارز تحصيلي از كشور را در پي داشت. همهي اين واقعيتهاي تلخ بود كه مديران نظام آموزش عالي در كشور را به موضعگيري واميداشت. در يك مورد، رئيس مركز خدمات آموزشي وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي در مرداد 88، از تايد اعتبار نداشتن دانشگاههاي علوم پزشكي كشور ارمنستان و اوكراين از سال2010 خبر داد. دكتر غلامرضا حسنزاده در آن مقطع زماني به خبرگزاري ايسنا گفته بود: «دانشگاههاي اين كشورها از كيفيت آموزشي ضعيفي برخوردارند و كيفيت آموزشي، تعداد اعضاي هيأت علمي و وضعيت تحصيلي از جمله دلائل غير معتبر شدن اين دانشگاههاست. » ظاهراً اينگونه موضعگيريهاي قاطع خيلي زود نتيجه داد؛ چنانكه 2 سال بعد در مهر سال جاري خبرگزاري ايرنا به نقل ار رايزن علمي ايران در بلاروس و اوكراين نوشت: «تعداد دانشجويان ايراني در حال تحصيل در دانشگاههاي كشورهاي بلاروس، اكراين، روماني، ارمنستان و آذربايجان روبه كاهش است. » علي باكويي در گفتوگو باخبرنگار اين خبرگزاري ضمن اعلام اين خبر نتيجه گرفته بود: «اين امر نشان ميدهد كه سياستهاي آموزش عالي ايران براي جذب دانشجويان مقطع كارشناسي در دانشگاههاي داخل مؤثربوده است و افراد كمتري براي ادامه تحصيل در اين مقطع تحصيلي به خارج ميروند. » به گفته باكويي، در سال گذشته، تنها 40 دانشجوي ايراني براي ادامه تحصيل به كشور بلاروس آمدهاند و وروديهاي ايراني جديد به دانشگاههاي اكراين نيز نزديك به 100 نفر بوده است.
همزمان با اقبال دانشجويان ايراني به دانشگاههاي اوكراين و ارمنستان و ديگر كشورهاي تازهاستقلاليافته شوروي، ستاره بخت دانشگاههاي جنوب شرقي آسيا نيز درخشيد و ناگهان ايرانيها به اين نتيجه رسيدند كه براي ادامه تحصيل ميتوانند راهي كشوري مثل فيليپين شوند. وضعيت علمي دانشگاههاي اين كشور دستكمي از دانشگاههاي اوكراين و ارمنستان نداشت كه هيچ، از آن هم بدتر به نظر ميرسيد. اين نكتهاي نبود كه از چشم مسئولان نظام آموزش عالي كشورمان پنهان ميماند؛ چنانكه در دي 1388 دبير شوراي عالي ارزشيابي وزارت بهداشت از ساقط شدن اعتبار دانشگاههاي كشور فيليپين در ارزشيابي وزارت بهداشت براي تربيت دانشجوي گروه پزشكي خبر داده و به خبرنگار مهر گفته بود: «براساس تصميم شوراي عالي ارزشيابي وزارت بهداشت، دانشگاههاي كشور فيليپين از جولاي سال 2010 غير معتبر هستند. » حسنزاده در اين گفتوگو صراحتا وضعيت دانشگاههاي فيليپين را براي تربيت دانشجو در رشتههاي علوم پزشكي «اسفبار» خوانده بود. 9 ما بعد هم كه مركز خدمات آموزش وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي آخرين ارزيابيهاي علمي خود را از دانشگاههاي جهان اعلام كرد، وضعيت علمي دانشگاههاي اوكراين، ارمنستان و فيليپين هماني بود كه پيشتر حسنزاده اعلام كرده بود و همچنان مدارك اين دانشگاهها فاقد هرگونه اعتباري تشخيص داده شدند.
روند مهاجرتهاي تحصيلي دانشجويان ايراني در دهه گذشته اما صرفا به اوكراين، ارمنستان و فيليپين خلاصه نشد. بهزودي رقباي تازهاي از راه رسيدند و توانستند دانشجويان بيشتري از كشورمان را جدب كنند. دانشگاههاي مالزي و هند در اين ميان گوي رقابت را از ساير رقباي خود ربودند. گرچه اين كشورها توسعهيافتهتر از اوكراين و ارمنستان و فيليپين به نظر ميآيند و دانشگاههاي معتبري هم دارند، اما دانشجويان ايراني كه براي تحصيل راهي اين 2 كشور ميشوند، لزوما در اين دانشگاهها مشغول تحصيل نميشوند. ظاهراً موضوع تحصيل دانشجويان ايراني در مالزي بيشتر نظر مسئولان آموزش عالي كشور را به خود جلب كرده و از قرار معلوم، اين موضوع بيش از آنكه به اعتبار علمي دانشگاههاي اين كشور مربوط شود، در مسائل ديگري ريشهدارد. به عنوان مثال، معاون دانشجويي وزير علوم، تحقيقات و فناوري در اردوي تابستانهاي كه امسال با حضور جمعي از دانشجويان ايراني شاغل به تحصيل در خارج از كشور برگزار شد، تأكيد كرده بود: «تا يك ماه ديگر تعداد دانشگاههاي معتبر مالزي به يك دانشگاه تقليل پيدا ميكند. » به گزارش خبرگزاري مهر، محمود ملاباشي درباره اين تصميم، اينگونه توضيح داده بود: «مالزي در بين دانشگاههاي ايران فقط دانشگاه تهران را قبول دارد. تا يك ماه ديگر در را به روي مالزي ميبنديم. يعني ميگوييم اگر فقط يك دانشگاه ايران را قبول داري، ما هم فقط يك دانشگاهت را قبول داريم. » حالا كه بيش از 6 ماه از اعلام اين خبر ميگذرد، مشخص نيست كه آن تصميم عملي شده است يا نه، اما تا آن زمان 17 دانشگاه مالزي در ايران معتبر، و براساس اعلام رايزني علمي جمهوري اسلامي ايران در مالزي 13 هزار دانشجوي ايراني در اين كشور مشغول به تحصيل بودند. همان موقع، عليرضا سليمي، عضو كميسيون آموزش مجلس نيز به خبرگزاري مهر گفته بود: «خيلي از افرادي كه براي تحصيل در مقطع دكتري به مالزي ميروند، نتوانستهاند در داخل كشور در مقطع دكتري قبول شوند. بنابراين در آنجا فقط با پرداخت پول دارند دكتري ميگيرند. »
در عين حال، تحصيل دانشجويان ايراني در هند هم كم قابل اهميت نيست. همين يك ماه پيش بود كه رايزن علمي ايران در هند برخي دانشگاههاي علوم پزشكي را كه در فهرست دانشگاههاي مجاز وزارت بهداشت قرار دارند دكان درآمد دلالها دانست و به خبرگزاري مهر گفت: «دانشكدههاي اقماري كمكيفيت اين دانشگاهها ديپلمهاي فني حرفهاي را در رشته دندانپزشكي پذيرش دادهاند. » محمدحسين كريم گرچه تأكيد كرده بود: «در حال حاضر 13 دانشگاه علوم پزشكي هندوستان از سوي وزارت بهداشت معتبر اعلام شدهاند و جز اين 13 دانشگاه، هيچ دانشكده و دانشگاه ديگري مورد تأييد نخواهد بود. »، اما در عين حال گفته بود: «متأسفانه دانشگاه علوم پزشكي راجيو گاندي بنگلور كه فعلاً در فهرست وزارت بهداشت است بهصورت ستادي عمل ميكند و آنچنان دپارتمان و واحد دانشگاهي ندارد بلكه دانشكدههاي كم كيفيت اقماري و تحت نظارت زيادي در منطقه دارد كه حتي بعضي از ديپلمهاي سيمكشي فني و حرفهاي را براي دندانپزشكي پذيرش دادهاند. » به اعتقاد او، «افرادي كه نميتوانند در دانشگاههاي معتبر پذيرش بگيرند به سراغ دانشكدههاي كمكيفت و غيرمعتبر ميروند بهطوري كه حدود 70 درصد از كل حدود هزار و 200 نفر نفر دانشجوي ايراني در رشتههاي پزشكي طي 7 سال گذشته وارد اين دانشكدهها در هند شدهاند كه بعضاً امكاناتشان از بعضي دبيرستانهاي ايران نيز كمتر است و بخاطر پول حتي مازاد ظرفيت دانشجوي ايراني گرفتهاند. »
و حالا در خبرها آمده است كه، اداره كل امور دانش آموختگان وزارت علوم، تحقيقات و فناوري در آخرين به روز رساني خود ضوابط و مقررات جديد مدارك تحصيلي دانشگاههاي معتبر كشور جمهوري قزاقستان را با تاريخ شروع به تحصيل اول فوريه 2012 به بعد اعلام كرد. اينبار علاوه بر اينكه اسامي 10 دانشگاه معتبر اين كشور اعلام شده، همچنين از چند و چون اين اعتبار نيز سخن به ميان آمده است. مدرك برخي از اين دانشگاه صرفا در مقطع كارشناسي، برخي ديگر در مقطع كارشناسي ارشد، برخي در يكي دو رشته دكترا، و يك دانشگاه نيز در همه مقاطع تعطيلي معتبر دانسته شده است.
بايد به انتظار نشست و ديد كه آيا ارزشيابي اعتبار علمي دانشگاههاي خارج از كشور به روند مهاجرتهاي بيرويه تحصيلي پايان ميدهد، يا باز هم يكي دو سال ديگر كشور تازهاي از راه ميرسد كه دانشگاههايش به مقصد اصلي مهاجرتهاي تحصيلي در ايران تبديل ميشود؟