هفته نامه فارغ التحصيلان: آنهایی که به تازگی از دانشگاه فارغالتحصیل شدهاند، بسته به رشته، تجربه کاری و حتی دانشگاه محل تحصیلشان، موقعیتهای شغلی متفاوتی به دست میآورند. در این میان، مسیری که آنها دنبال میکنند هم بر شغل آیندهشان تاثیرگذار است. یعنی اگر یک فارغالتحصیل ریاضی تصمیم بگیرد سراغ آموزگاری برود، دنیایی کاملا متفاوت از همکلاسی دیگرش دارد که به سمت تحقیقات قدم برداشته است. علاوه بر این، شرایط بازار کار هر مملکتی با مملکت دیگر فرق میکند و هیچ دلیل نمیشود الگویی ثابت برای هر رشته در سراسر جهان حاکم باشد. منظورمان این است که جز انواع رشتههای مهندسی و پزشکی، اگر بازار کار طراحان گرافیست در اغلب کشورهای اروپایی گرم است، لزوما در کشورهای آفریقایی هم اوضاع به همان منوال نیست. وبسایت payscale.com که در حوزه آمار و ارقام مربوط به بازارهای کار و درآمد متوسط رشتهها فعالیت میکند، اخیرا 2 فهرست 10 موردی از پردرآمدترین و کمدرآمدترین رشتههای دانشگاهی در کشورهای اروپایی و امریکا تهیه کرده است. نگاهی گذرا به این فهرست نشان میدهد تفاوتها در بازار کار جهان، چقدر عمیق و اساسی است. گرچه در بعضی موارد هم شباهتهایی انکارناپذیر میان وضعیت کاری فارغالتحصیلان بعضی رشتهها در ایران و کشورهای دیگر خودنمایی میکند. ناگفته نماند در این فهرستها، رشتههای فنی و مهندسی، پزشکی و وکالت، در میان پردرآمدترین رشتههای دانشگاهی قرار دارند. رشتههایی که در ادامه به آن اشاره میکنیم، در فهرست کمدرآمدترین رشتههای این سایتند.
گرچه در دنیای امروز، بازیگران، کارگردانان و سایر دستاندرکاران سینما، میان میلیونرهای پرزرق و برق قرار گرفتهاند، اغلب فارغالتحصیلان رشتههای مرتبط با هنرهای نمایشی، برای گذران زندگی با مشکلاتی روبهرو میشوند. دنزل واشنگتن و مریل استریپ را که دیگر تمام سینمادوستان میشناسند. آنها فارغالتحصیل این رشتههایند ولی دلیل موفقیتهای میلیونیشان را تحصیل نمیدانند. درآمد سالانه فارغالتحصیلان هنرهای نمایشی، کمتر از 35 هزار دلار در سال است. رشته بعدی، هنرهای زیباست که فارغالتحصیلان هنرمند آن در ایران هم نمیتوانند سودای ثروت در سر داشته باشند مگر اینکه شم اقتصادی و مدیریتی به کمکشان بیاید و بتوانند هنرشان را با تجارت ترکیب کنند. منتها از آنجا که این هنرمندان، هنرشان را بسیار ارزشمندتر از مال دنیا میدانند، معمولا حاضر نیستند از آن بهره اقتصادی ببرند و اینجاست که دچار مشکلات فراوان میشوند. میانگین سالانه این فارغالتحصیلان در امریکا، حدود 35 هزار و 800 دلار است که در مقایسه با درآمد فارغالتحصیلان رشتههای مهندسی، هیچ است.
رشته بعدی هتلداری و تمام حوزههای مربوط به جهانگردی و گردشگری است. البته این رشتهها از آنجا که گردشگری در حال گذار به پایههای توسعه پایدار در جهان است، احتمالا تا چند سال آینده، جهشی چشمگیر خواهد داشت. علاوه بر این، رشتههای جدیدی مثل مدیریت گردشگری و هتلداری مدرن نیز کمکم در اغلب دانشگاههای تراز اول جهان تاسیس میشود و به همراهش، لزوم سرمایهگذاری بخش خصوصی و استفاده از کمکهای دولتی نیز از راه میرسد. اما جز صاحبان هتلها، آژانسهای مسافرتی و مشاغل مرتبط، در حال حاضر فارغالتحصیلان بیتجربه هتلداری مجبورند به پستهای رده پایین و دستمزدهای کم، قناعت کنند. payscale.com اعلام کرده میانگین درآمد سالانه این فارغالتحصیلان، حدود 37 هزار دلار است. شغل بعدی در واقع مجموعهای از حرفههاست که ما آن را به معلمی در مدارس و دبیرستانها میشناسیم. گرچه صاحبان این مشاغل در همه جهان از دستمزدهای پایینشان در عذابند، بسیاری از آنها با اشتغال به حرفه دوم میکوشند چرخ زندگیشان را بگردانند. بسیاری از این آموزگاران ترجیح میدهند برای شاگردانشان در محیطی خارج از مدرسه، کلاسهای تقویتی یا فوقبرنامه تشکیل دهند و از محل این حقالزحمهها، بخشی از مخارجشان را تامین کنند. فارغالتحصیلان رشته باغبانی که در ایران هنوز به صورت یک رشته مجزا درنیامده، در کشورهای اروپایی و امریکا، چندان بازار کار گرمی ندارد. بسیاری از فارغالتحصیلان این رشته که با مهندسی کشاورزی تفاوت بسیار دارد، ترجیح میدهند تحصیلاتشان را ادامه دهند و با مدرک PhD در دانشگاهها تدریس کنند. البته چندان خردهای هم نمیشود به آنها گرفت؛ گلکاری گرچه تخصص و تجربه میخواهد، به مدرک دانشگاهی چندان نیازی ندارد. میانگین درآمد سالانه این فارغالتحصیلان رقمی حدود 37 هزار و 200 دلار است.
فارغالتحصیلان رشته زبان اسپانیولی که بعد از ماندارین، دومین زبان پراستفاده جهان است، در تمام کشورهای جهانی، وضعیتی مشابه دارند. آنها معمولا به خاطر علاقهشان به ادبیات غنی، این زبان را انتخاب کردهاند، نمیدانستند به جز ترجمه متون و ترجمه همزمان، گستره شغلی دیگری پیش رویشان نخواهد بود. آنها که تدریس کردن را دوست دارند، میتوانند تا مقاطع بالاتر ادامه تحصیل دهند و در آموزشگاههای خصوصی یا دانشگاه تدریس کنند. علاوه بر این، با کمی صبر و البته خلاقیت، میتوانند در کمپانیهایی چندملیتی استخدام شوند و مکاتبات و مکالمات شرکت در تماس با اسپانیولی زبانها را به دست بگیرند. طبق اعلام این وبسایت، میانگین سالانه درآمد مترجمان اسپانیولی، حدود 35 هزار دلار است. یکی دیگر از رشتههایی که بدون شهرت، هیچ سودی برای فارغالتحصیلانش ندارد، موسیقی است. درست است که بعضی از موسیقیدانها، خصوصا آنهایی که آهنگسازی برای فیلمهای سینمایی را انتخاب میکنند، بعد از چند سال مشهور میشوند و اوضاع جیبشان هم بهتر میشود، نوازندگان و آهنگسازان مبتدی، تا سالها اوضاع مالی بسامانی نخواهند داشت. این م ورد را که دیگر در مملکت خودمان هم میبینیم؛ بسیاری از فارغالتحصیلان موسیقی، بالاخره مجبور میشوند سراغ تدریس در آموزشگاههای موسیقی بروند.
2 رشته باقی مانده از این فهرست هم الاهیات و مددکاری اجتماعی است که در ایران هم مثل بقیه کشورهای جهان، بازار چندان گرمی ندارند. مددکاران اجتماعی گرچه نقشی انکارناپذیر در کاهش ناهنجاریهای جوامع دارند، شغلشان چندان پردرآمد نیست و انگار در هیچ کجای دنیا، دولتمردان و سیاستگذاران، آنها را جدی نمیگیرند. این فارغالتحصیلان باید مدام دعا کنند مشکلات خانوادگی و اجتماعی شهروندان بیشتر شود تا مراجعه به آنها بیشتر باشد. فارغالتحصیلان این رشته، با 33 هزار دلار درآمد میانگین در سال، رتبه نخست کمدرآمدترین مشاغل وبسایت payscale.com را به خود اختصاص دادهاند.