Skip Navigation Links
انصراف از پیوندهای مرور
صفحه اصلی
درباره كانون
برنامه‌ها
بخشنامه‌ها
کانون واحدها
انتقاد و پيشنهاد
تماس با ما
چاپ صفحهمعرفی سایت به هم دانشگاهی
مطلب‌ها
انصراف از پیوندهای مرور
عضویت کانون
ثبت نام در سایت
عضویت رایگان
صدور کارت شناسایی فارغ التحصیلی
ویرایش اطلاعات شخصی
تمدید کارت
صدور کارت المثنی
صدور کارت شناسایی فارغ التحصیلی(انگلیسی)
آخرین وضعیت صدور کارت
راهنمای عضویت
بازیابی رمز عبور
انتقادات مربوط به کارت
رمز عبور برای درخواستهای پستی
خدمات و تسهيلات
مشروح برنامه ها و خدمات کانون
اخبار
خبر کانون
آموزش و دانشگاه‌ها
اشتغال و کارآفرینی
علمی و پژوهشی
آزمون‌های دانشگاهی
متقاضیان کار
گزارش تصویری
عكس‌ها
فیلم ها
معرفی سايت به هم دانشگاهی
 
نگاهی به مشاغل حوزه گردشگری و صنایع دستی در مرکز استان فارس 
شیراز؛ شهر فرنگ کسب و کار 
ثمین نبیپور 
 
خبر > اشتغال و كارآفريني  -
  هفته نامه فارغ التحصيلان :اوضاع کسب و کار در پایتخت فرهنگی ایران، یعنی شهر شیراز، با حرفههایی که در ارتباط مستقیم با گردشگریاند، تمام ماههای سال، رونقش را حفظ میکند. گرچه در اخبار روزمره، کمتر نام شیراز و وقایع مربوط به آن را میشنویم، مردمان شیرازی مدام در جنب و جوش و آمد و شدند. آنها که سالها است به حضور گردشگران داخلی و خارجی عادت کردهاند و بعضا زندگیشان را حول محور این حضور پایه گذاشتهاند، با روحیهای که فقط خاص خودشان است، لبخندهایی که هرگز محو نمیشوند و شوقی برای راهنمایی و کمک به گردشگران، هر روزشان را آغاز میکنند و اینگونه است که شهر فرنگی از مشاغل و حرفههایی تخصصی در شیراز شکل میگیرد.

 به جرئت میتوان گفت در هر کوی و برزنی در شیراز، محلی برای بازدید گردشگران وجود دارد که عدهای مسئولیت نگهداری از آن و راهنمایی مسافران را به عهده دارند. سازمان میراث فرهنگی در شیراز، نقشی چشمگیر دارد و وظیفه بازسازی، حفظ و امور جاری مربوط به گردشگری سازههای مختلف را به عهده گرفته است. بنابراین بسیاری از کسانی که درمراکز فرهنگی، موزهها، مساجد و دیگر مراکز گردشگری فعالیت میکنند، کارمند این سازمان به حساب میآیند. این نکته از آن جهت ارزشمند است که زحمت آنهایی که هر روزشان را صرف سامان دادن به اوضاع سایتهای تاریخی و هدایت گردشگران و دیگر زیرساختهای حوزه گردشگری میکنند، حداقل به عنوان کارمند سازمان میراث، بیمزد نمیماند. گرچه پای حرفشان که بنشینیم، به خاطر عدم توجه کافی مسئولان به اوضاع زندگی و کار این کارمندان، نارضایتی موج میزند.

 این تنها یک روی سکه است؛ بسیاری از فعالان عرصه گردشگری در شیراز حتی تحت نظر سازمان میراث فرهنگی این شهر هم نیستند و نه تنها هیچ نظارتی بر کارشان نیست، بلکه حوزه فعالیتشان هم تعریف درستی ندارد. یکی از این شغلها مربوط به رانندگان تاکسیهایی است که با یک قرارداد نصفه و نیمه و بیحساب و کتاب که بعضا در هیچ دفتر و سندی هم ثبت نشده، با هتلها همکاری میکنند. به این ترتیب که با جلب اعتماد هتلداران و به ازای معرفی آنها به مسافران از جانب مسئولان هتل، درصدی از درآمدشان را به هتل میدهند. بگذارید با مثالی از این دست پیش برویم. فاصله شیراز تا بنای تخت جمشید و پاسارگاد به ترتیب 65 و 135 کیلومتر است. بسیاری از مسافران که با خودروی شخصیشان به شیراز نرفتهاند و نمیخواهند این بناها را ندیده به شهرشان بازگردند، باید با تاکسی دربست خود را به این مناطق برسانند. هزینه این رفت و برگشت که با احتساب زمان بازدید حدود هشت تا 10 ساعت طول میکشد، 64 هزار تومان است که به ازای هر ساعت اضافی، 5 هزار تومان به مبلغ فوق اضافه میشود. اگر قرار بود تمام این 64 هزار تومان به جیب راننده برود که دیگر مشکلی نبود، اما او مجبور است درصدی از این مبلغ را به مسئولان هتلی بدهد که مسافر را به او معرفی کرده است. راننده یکی از این تاکسیها که با یکی از هتلهای پنج ستاره شیراز همکاری میکرد، دلیل این کارش را اجبار گذران زندگی میداند و اصلا از شرایط حاکم بر این مناسبات توافقی راضی نیست. البته رانندگان اینچنینی باید ویژگیهایی خاص مثل تسلط نسبی به زبان انگلیسی و دانش قابل توجهی از تاریخ و پیشینه شیراز و تمام جاذبههای گردشگری آن داشته باشند تا بتوانند با هتلهای این شهر همکاری کنند.

 به هر حال، به نظر میرسد شهری با ظرفیت بینظیر شیراز که هر سال بیش از 2ملیون و 200 هزار نفر گردشگر داخلی و خارجی از آن دیدن میکنند، موقعیتی استثنائی برای گسترش عرصههای گردشگری و به طبع، توسعه پایدار میآفریند. گرچه نباید از تلاشهای مسئولان برای فراهم کردن فضا و جوی مناسب برای حضور گردشگران چشمپوشی کرد، به نظر میرسد برنامهای منسجم برای آشنا کردن گردشگران داخلی و خارجی با شگفتیهای تاریخی و طبیعی شیراز وجود ندارد. از میان اقدامات قابل توجه مسئولان شهرداری و میراث فرهنگی شیراز میتوان به جمعآوری متکدیان از سطح شهر و اماکن تفریحی، سامان بخشیدن به کسب و کار دستفروشان و فراهم آوردن محلی برای حضور دائم آنها در کنار سایتهای تاریخی اشاره کرد. ناگفته پیداست اقداماتی از این دست بر خوشنامی شیراز و شیرازیها و استقبال گردشگران برای سفر به این شهر، تاثیری چشمگیر خواهد داشت.

 وقتی صحبت از حرفهای شدن در هر حوزه کاری به میان میآید، موفقیت در این امر تنها زمانی ممکن است که تمام جنبههای امر به موازات یکدیگر توسعه یابند. باز هم دست به دامان مثالها و نمونهها میشویم. چند سالی است بخشهای مختلف مجموعه تخت جمشید مرمت و بازسازی شده، سنگنوشتهها، صنایع دستی و نقشهای حکاکی شده بر در و دیوارها برای حفاظت بیشتر پشت شیشهها رفتهاند و دیوارهای باستانی منطقه هم به شکل و شمایل اولشان ترمیم شدهاند. این اقدامی خوب و البته لازم است. به موازات این اتفاق، میتوان به حضور راهنمایانی اشاره کرد که در گوشه و کنار تخت جمشید پهناور دیده میشوند، به زبان انگلیسی مسلطند تا بتوانند گردشگران خارجی را راهنمایی کنند و از انصاف هم نباید گذشت که اطلاعاتشان از تاریخ شیراز و هر آنچه ممکن است در ذهن بازدیدکنندگان به سوال تبدیل شود، تقریبا کامل است. اگر برای گردشگران سوالی پیش بیاید، میتوانند با آنها مطرح کنند و پاسخش را هم بگیرند. این هم از دیگر تصمیمات موثر مسئولان گردشگری شیراز است. البته اگر گروهی از بازدیدکنندگان ایرانی یا خارجی بخواهند در تمام طول بازدید، راهنمایی همراهشان باشد میتوانند در بدو ورود به محل تجمع این افراد مراجعه کنند و با پرداخت 30 هزار تومان، از اطلاعات و دادههای این راهنمای اختصاصی سود برند. در اطراف محوطه تخت جمشید هم مجموعهای از دکهها و مغازههای مختلف وجود دارد که محصولات مختلفی از جمله کلاه، بادبزن، آفتابگیر، عینک آفتابی، مواد غذایی و صنایع دستی در آنها عرضه میشود. این هم یک اشتغالزایی دیگر در کنار مراکز جذب گردشگر.

  یکی از خلاقیتهایی که برای کسب و کار در این منطقه دیده میشود، حک کردن اسامی بازدیدکنندگان به حروف خط میخی روی دستبندها و گردنبندهای چرمی است. ناگفته پیداست این کار برای خیلیها آنقدر جذاب است که حاضرند 10 دقیقه سرپا بایستند و مبلغی حدود 5 هزار تومان هم برایش بپردازند.

 تسلط راهنمایان و حتی بلیطفروشان اماکن تاریخی و گردشگری شیراز تنها به کارکنان سایت تخت جمشید محدود نمیشود. تقریبا در تمام اماکن تاریخی و تفریحی اصلی شیراز، راهنمایانی حضور دارند و به سوالات گردشگران پاسخ میدهند. یکی از این افراد، بلیطفروش سایت نقش رجب در چند کیلومتری شیراز بود که به خاطر علاقهاش به تاریخ، رشته مهندسی را رها کرده و سراغ این کار آمده است. او برای گردشگران علاقهمند توضیحاتی درباره نقش رجب ارائه میدهد و دوباره سر کارش در باجه برمیگردد. دیگری، بلیطفروش و نگهبان موزه سنگ یا همان آرامگاه هفت تنان است که با رویی خوش از گردشگران استقبال میکند و هر آنچه درباره آن محل میداند را در اختیارشان میگذارد و علاوه بر آن، نقشه شهر شیراز را هم به آنها میدهد.

 باغهای شیراز، آرامگاه سعدی، حافظ و خواجوی کرمانی، سایتهای تاریخی تخت جمشید و پاسارگاد، خانههای زیبایی که به موزه تبدیل شدهاند، مسجدهای مسحورکننده این شهر و حتی صنایع دستیاش، همگی در نوع خود بینظیرند و نیازمند توسعه و سرمایهگذاری. مترو کمکم راهش را به شیراز گشوده، خط آهن اصفهان شیراز بعد از یک افتتاحیه فرمایشی و از ریل خارج شدن، تقریبا بیاستفاده است، فرودگاه شهید دستغیب این شهر گنجایش کافی برای پذیرایی از گردشگران خصوصا در فصلهای پررفت و آمد سال را ندارد، بافتهای فرسوده و تاریخی شیراز هنوز مرمت نشدند و در هر گوشه و کنار اطراف شهر، سنگ نبشتهای در دل کوه در انتظار کشف و رمزگشایی است. در سراسر شیراز فقط یک یا 2 پل هوایی خودرو ساخته شده و خیابانهای شهر، زیر بار ترافیک عصرگاهی کمکم غیرقابل تردد میشوند. اینها همه بخشی از مشکلاتیاند که در صورت برطرف شدن، حتی در کوتاهمدت هم تاثیری چشمگیر بر توسعه صنعت گردشگری، اشتغالزایی از این صنعت و کسب درآمدهای مکفی از آن خواهند داشت. 

 

بازار وکیل شیراز که حقیقتا یکی از مجموعههای تاریخی بیمثال در این شهر و حتی در کل ایران به حساب میآید، در نزدیکی ارگ کریمخانی و حمام وکیل قرار دارد. این بازار هم مثل نمونههای مشابهش در اصفهان، تهران و یزد، زمانی اصلیترین محل معاملات و کسب و کار شیرازیها و قلب تپنده حیات در این شهر بوده است. امروز هم گرچه بازار وکیل جوش و خروش گذشته را ندارد، حداقل از نظر زیباییهای گردشگری، از مقاصد اصلی توریستها به حساب میآید. این بازار، سراها و چارسوقهای مختلفی دارد و معمولا در تمام روزهای سال خصوصا در ماههای فروردین و اردیبهشت، طیفی رنگارنگ از گردشگران در میان جمعیت آن دیده میشود. از بازار فرش فروشها و بزازها که بگذریم، یک راسته کامل به فروش ادویهجات و مواد خوراکی سنتی و شیرینیهای شیرازی اختصاص یافته است. یکی از حجرههای این راسته، متعلق به مردی سالخوده است که همه او را قدیمیترین و منصفترین حجرهدار تمام بازار میدانند. یعنی او که اکنون به پیروی از پدرانش ادویههای مختلف، سبزیهای محلی خشک شده و اقلامی از این دست میفروشد، هرگز حرفهای جز این نداشته و حجرهاش را به سودای ثروت رها نکرده است. پای صحبت مشتریان قدیمیاش نشستیم و چه تعریفها که از او نشنیدیم. در میان این خیل مشتریان وفادار، آقایی آمده بود برای فرزندانش که در کانادا زندگی میکردند، ادویه شیرازی بخرد. معلوم است شهرت محصولات و خوشنامی آقای حجرهدار به آن طرف مرزها هم رسیده است. همه حجرهداران دیگر او را میشناسند و به او احترام میگذارند. او تمام سالهایش را در بازار گذرانده و البته به نظر هم نمیآید از این انتخاب پشیمان باشد.
 

سجد نصیرالملک در شیراز یکی از جاذبههای اصلی گردشگری و از شاهکارهای معماری اسلامی در دوره قاجار به حساب میآید. ترکیب خارقالعاده شیشه و کاشی و آجر در مسجد نصیرالملک، تصویری بدیع از رنگ و نور و نقوش اسلیمی خلق کرده که نمونهاش کمتر در ایران دیده میشود. این نوآوریها در معماری اما تنها ویژگی منحصر به فرد مسجد نصیرالملک نیست. خادم این مسجد که همه او را سید صدا میکنند، پیرمردی است سیهچرده و خوشدل که تمام سالهای جوانیاش را در این مسجد گذرانده و از زمان تبدیل شدنش به مرکز گردشگری تحت نظر سازمان میراث فرهنگی، بلیطفروشی و نگهبانی و راهنمایی گردشگران را به عهده گرفته است. او همان جا در مسجد زندگی میکند و خانوادهاش هم در یکی از اتاقهای تو در توی مسجد و بخشی از طبقه دوم آن ساکنند. نوههایش در حیاط مسجد میبالند و بهار و تابستان او را در آبیاری گلدانها و تمیز کردن گوشه و کنار مسجد یاری میرسانند. مسجد نصیرالملک همه روزه حتی روزهای تعطیل از صبح تا ساعت هفت پذیرای گردشگران است و بعد از ساعت هفت عصر هم سید در مسجد را میبندد، به داخل حیاط برمیگردد و هرگز محل کارش را به قصد خانه ترک نمیکند؛ مسجد منزل اول و آخر اوست. 

صاحب یک کسب و کار موفق، باید بازار هدفش را بشناسد. این یکی از اصول اولیه حضور در عرصه تجارت و فعالیت‌های اقتصادی است؛ اصلی که بی‌توجهی به آن در نهایت به شکست مجموعه خواهد انجامید. به نظر می‌رسد از سال‌ها پیش که ایلات و عشایر برای گذران زندگی‌شان به ییلاق‌های اطراف شیراز می‌آمدند، حضورشان در بازارهای این شهر، نقشی تعیین‌کننده در مسیر کسب و کار بازاری‌ها داشته است. در راسته پارچه‌فروشان یا همان بزازهای بازار وکیل شیراز، آنچه بیشتر به چشم می‌خورد منظره پارچه‌های پرزرق و برق و رنگارنگی است که تنها به درد لباس‌های پرچین و چند طبقه زنان عشایر می‌خورد و بس. اتفاقا این حجره‌ها هم خصوصا در ماه‌هایی مثل اردیبهشت و خرداد، میزبان خیل عظیمی از زنان عشایرند که برای تهیه پارچه‌های مورد نظر برای البسه یک سالشان به شیراز آمده‌اند و مستقیم سراغ راسته بزازهای بازار وکیل را گرفته‌اند. کافی است میان توده انبوه جمعیت چشم بگردانیم تا ببینیم دم هر حجره، زنان عشایر با آن ظاهر متفاوت و دلنشینشان دارند پارچه انتخاب می‌کنند یا با فروشنده چک و چانه می‌زنند. این است که می‌گوییم تاجر باید بازار هدفش را بشناسد؛ محصولاتی از این دست هرگز با این فراوانی و تنوع در بازار تهران یا اصفهان دیده نمی‌شوند.

پیش‌تر اشاره کردیم در شهر شیراز و خصوصا اماکن دیدنی‌اش، دست‌فروشی نمی‌بینیم. در بازار وکیل اما ماجرا دقیقا برعکس است. حضور دست‌فروشان آن‌قدر پررنگ و محصولاتشان آن‌قدر متنوع است که بعضا خود حجره‌داران هم برای خرید سراغشان می‌روند. دیگر صحنه مردی که چند گلیم روی شانه‌هایش انداخته و از این سر بازار به آن سرش می‌رود، تکراری و عادی تلقی می‌شود. یکی از نکات جالب درباره این دست‌فروشان، همکاری مسالمت‌آمیزشان با حجره‌داران است، مثلا آقایی که شیرینی‌جات و تنقلات سنتی شیراز را می‌فروشد، بساطش را دقیقا جلوی یک حجره صنایع دستی پهن می‌کند و آخر کار هم آن را جمع می‌کند و به دست حجره‌دار می‌سپارد.

همچنین، یکی دیگر از صحنه‌هایی که در گوشه و کنار این بازار بسیار به چشم می‌خورد، زنان روستایی‌اند که از شهرهای دوری مثل کرمان یا روستاهای اطراف برای فروش محصولاتشان به بازار وکیل می‌آیند. زیره کرمان، فرفره‌های چوبی، قره‌قروت و لیف دست‌باف از جمله محصولاتی است که در بساط این فروشندگان دوره‌گرد به چشم می‌خورد. انگار خودشان می‌دانند کارشان چندان قانونی نیست، چون تمایلی ندارند کسی ازشان عکس بگیرد. نکته اینکه مشاغل کاذبی از این دست، در تمام بازار وکیل شیراز به انحای مختلف به چشم می‌خورد. 

 

مجموعه حافظیه که شامل باغ، آرامگاه حافظ شیرازی، نمایشگاه عکس، فروشگاه صنایع دستی، کتابخانه بنیاد حافظشناسی و مجموعه قبرهای قدیمی به جای مانده از سالیان دور میشود، بعد از بنای تخت جمشید، دومین مقصد اصلی گردشگران ایرانی و بینالمللی شیراز است. بسیاری از عاشقان و دوستداران حافظ، ساعتهای متمادی را در این مجموعه و در جوار آرامگاه این غزلسرای ارزشمند ایرانی میگذرانند. قبل از ورود به مجموعه و هنگام تهیه بلیط، فالفروشانی سراغ بازدیدکنندگان میآیند و به همراه یک پرنده، فالهای 500 تومانیشان را به آنها تعارف میکنند. جالب اینکه این فالفروشان اجازه ورود به مجموعه را ندارند و باید بکوشند همان بیرون و در خیابان، مشتریها را جلب کنند.

نگهبانانی که در سراسر  محوطه به چشم میخورند، معمولا سن و سالی ازشان گذشته و به عشق حافظ است که هنوز در این محل کار میکنند. آنها مدام به بازدیدکنندهها تذکر میدهند روی سنگ مزار حافظ ننشینند و وارد محوطه چمنکاری باغچههای اطراف هم نشوند. یکی از مشاغلی که هنوز نمیدانیم میشود آن را شغل نامید یا نه، متعلق به آقایی است که هر روز از هشت صبح تا 10 و نیم شب که مجموعه تعطیل میشود، بر مزار حافظ مینشیند و برای بازدیدکنندگان با دیوان حافظ قدیمیاش فال میگیرد و البته هر کسی هر قدر بخواهد به او دستمزد میشود. این آقا حتی حاضر است کتابش را به مراجعان قرض دهد تا آنها خودشان بر حافظ تفالی زنند و با او خلوت کنند. اگر کسی از این آقا بخواهد، حتی ممکن است مفهوم اشعار را هم توضیح دهد و با اینکه سن و سال چندانی ندارد، اطلاعاتش اما از حافظ و شناختش از او قابل ملاحظه است.

 

بازار وکیل شیراز که حتما معرف حضورتان است. در قسمتی از این بازار زیبا و تاریخی، سرای مشیر واقع شده که محوطهای نسبتا گسترده است و حجره‌‌هایی گرداگردش قرار دارند و حتی طبقه بالایش هم برای ارائه محصولات در اختیار فروشندگان قرار گرفته است. در این سرای مشیر، بیشتر صنایع دستی به فروش میرسد؛ صنایعی از جمله خاتم شیراز، زیورآلات، گلیم و نمد. در طبقه دوم این مجموعه، مغازهای توجهمان را جلب میکند که تمام در و دیوارش پر است از عکسهای قدیمی، تقدیرنامهها و مصاحبه با روزنامههای مختلف.

بخش دیگری از این مغازه، عروسکهای دستسازی قرار دارد که لباسهایشان دقیقا مشابه لباسهای محلی شهرهای مختلف ایران است؛ از کردی و شمالی گرفته تا خراسانی و جنوبی. خانمی که این مغازه را اداره میکند، از تمام مصائبی که پیش روی کارش است دلی پر دارد. این خانم که سکینه موسوی نام دارد، برای زنده نگه داشتن سنن و رسوم و انواع مختلف لباسهای محلی ایرانی، اقدامات گستردهای انجام داده و اخیرا هم توانسته با اجاره محلی، موزهای برای نمایش انواع مختلف لباسهای محلی راهاندازی کند. اما معتقد است مسئولان حمایت چندانی از او و فعالیتهایش نمیکنند، در گوشهای از مغازه، تابلوی زیبای قلمزنی به چشم میخورد که اثر دست آقای بنان، همسر سکینه موسوی است و اینطور که میگوید به لحاظ هنری، نمیتوان روی آن قیمت گذاشت، چون اثری بینظیر و گرانبهاست؛ از آن صنایع دستیهایی که فقط باید در موزهها دنبالشان گشت.

موسوی با افتخار به عکس همسر مرحومش مینگرد و میگوید: «بسیاری از آثار همسرم را به موزه نارنجستان قوام تقدیم کردهایم». کار و بار خودش و عروسکهای محلياش اما بازار چندان گرمی ندارد. مگر اینکه گردشگران از آنها استقبال کنند و یکی دو تایشان را بخرند. او میگوید وقتی میخواهد در نمایشگاههای مختلف شرکت کند، مسئولان به او و هنرهای دستیاش توجه چندانی نمیکنند. در میان صحبتهایمان، یک گروه گردشگر خارجی وارد مغازه شدند و با تمجید از محصولات متفاوت این مغازه، شروع کردند به انتخاب سوغاتیهای شیرازی. خوشحالیم که حداقل گردشگران بینالمللی توجهی دو چندان به آثار دست این بانوی هنرمند و دلسوز نشان میدهند.

 

مترجم:  
منبع :
 

تاريخ ايجاد: 09/03/1389 09:18 ب.ظ
تاريخ آخرين اصلاح : 09/03/1389 05:59 ب.ظ