هفته نامه فارغ التحصیلان سینا قنبرپور: «برای توانمندسازی فارغالتحصیلان صاحب ایده و فکر، مرکز رشد را در دانشگاه زابل تدارک دیدهایم تا از این طریق بتوانیم برای آنان فضایی ایجاد کنیم تا خود، زمینهساز اشتغالشان شوند».
این نویدی است که دکتر احمد قنبری رئیس دانشگاه زابل در مورد کارآفرینی در استان سیستان و بلوچستان بویژه برای فارغالتحصیلان بومی این دانشگاه به هفتهنامه فارغالتحصیلان میدهد. او از سال 1370، تدریس در همین دانشگاه را آغاز کرد و در آن مقطع زمانی، با مدرک فوقلیسانس عضو هیئت علمی این دانشگاه شد. او که تحصیلات خود را در رشته اکولوژی کشاورزی در مقطع دکترا در امپریال کالج لندن تکمیل کرده، اینک 48 سال دارد و چهار یا پنج سالی میشود که ریاست دانشگاه زابل را بر عهده گرفته است. در مدت حضور او، محوطهسازیها و توسعه سختافزاری و نرمافزاری دانشگاه زابل انجام شده است.
قنبری تاکید میکند: «در حال حاضر منطقه سیستان و بلوچستان از فارغالتحصیل رشتههای کشاورزی و منابع طبیعی اشباع شده. از آنجایی که با ضعف صنعت در این خطه مواجهایم، در رشتههای کاربردی و پرمخاطبی چون مهندسی معماری، برق، شهرسازی و هنر که نیاز منطقه نیز است به تربیت نیروی متخصص در سطح کارشناسی تا کارشناسیارشد میپردازیم». دانشگاه زابل فعالیت خود را در سال 1358 با تاسیس دانشکده کشاورزی و با پذیرش 50 دانشجوی بومی در همین شهرستان آغاز کرد. پس از انقلاب فرهنگی در سال 1362، این مرکز با عنوان آموزشکده کشاورزی به فعالیت خود ادامه داد. سپس در سال 1366 رشته امور دامی هم به آن افزوده شد. بعد از گذشت 2 سال با توجه به نیاز منطقه، مجددا به دانشکده تبدیل و در سال 1378 با مساعدت وزیر وقت علوم، تحقیقات و فناوری، به دانشگاه مبدل شد.
در حال حاضر، بر اساس اطلاعات مندرج در پایگاه اینترنتی دانشگاه زابل، حدود 15 هزار نفر در آن مشغول به تحصیلند. قنبری با اشاره به افزایش 100 درصدی رشتههای این دانشگاه، میگوید: «در دورهای مشکل استان، وجود بیکاران بیسواد بود. اینک با خیل متقاضیان تحصیلکرده مواجهیم. با این حال در استان سیستان و بلوچستان معضلی با عنوان نبود نیروی کار متخصص همچنان وجود دارد که همین امر لزوم ایجاد مراکز و آموزشکدههای فنی و حرفهای در این خطه را تصریح میکند».
با این استاد دانشگاه و مدیری که فضای دانشگاه را به نقطه امید به زندگی مردم منطقه تبدیل کرده، در حالی گفتوگو کردیم که او به همت عباسعلی نورا، نمایند مردم سیستان و بلوچستان در مجلس شورای اسلامی و یکی از روسای قبلی دانشگاه سیستان و بلوچستان برای آشنایی خبرنگاران با این خطه، میزبان اصحاب رسانه شده بود. این فرصت نشان از آن داشت که فرصتهای سختافزاری دانشگاه، میتواند محور توسعه این استان در مسائلی همچون توسعه پایدار باشد. به این معنا که دانشگاه با داشتن سلف سرویس، خوابگاه، مهمانسرای اساتید، فضاهای مختلف دانشگاهی و پژوهشی و فعالیت در زمینه احیای گونه در حال انقراض «گاو سیستانی» و پرورش شترمرغ در کشور، برای نخستین بار فرصتی برای رونق گردشگری علمی است. قنبری توجه به این پتانسیل را مورد تائید قرار داده و تاکید میکند: «ما سعی کردهایم با ایجاد فرصتهای مطالعاتی یک تا شش ماهه برای اساتید و دانشجویان، فرصت توسعه بر پایه گردشگری علمی را فراهم کنیم تا در این فاصله، مهمانان دانشگاه زابل، سفیران معرفیاش باشند». این گفتوگو ضمن بررسی وضعیت فارغالتحصیلان این دانشگاه، بحث توسعه منطقه بر پایه گردشگری علمی را پی گرفته است.
همان طور که میدانید، هنر دانشگاه، تولید فارغالتحصیل بومی است. به این معنا که اگر شما فضا و امکانات دانشگاه در زابل را توسعه دهید، بعد دانشجویانی جذب شوند و در مدت تحصیل، از امکانات و سرمایهای که مربوط به مردم سیستان و بلوچستان است، بهره ببرند و بعد از تحصیل به عنوان یک متخصص راهی دیار خود شوند، هیچ کمکی به مردم منطقه و توسعه خطه محروم شرق کشور نمیشود. برای جلوگیری از چنین اتفاقی چه برنامهریزی کردهاید؟
برای پاسخ به این پرسش، باید میان زمان فراغت از تحصیل خودم با دوره کنونی مقایسهای داشته باشم. در سال 1368 وقتی با مدرک لیسانس کشاورزی از دانشگاه فردوسی مشهد به زابل بازگشتم، همزمان در سه اداره دولتی جذب شدم. چرا؟ چون استان و منطقه ما به شدت با کمبود نیروی متخصص مواجه بود. البته الان هم اوضاع همین طور است. من همزمان در بانک کشاورزی، مرکز تحقیقات و دانشگاه جذب شدم. اما از آن زمان تا به حال، مسئولان توجه خاصی به این موضوع داشتهاند و در تربیت نیروی متخصص بومی از طریق دانشگاههای منطقه، تلاش قابل توجهی کردهاند. اینک ما در برخی رشتهها با خیل متقاضیان کار تحصیلکرده مواجهیم، در حالیکه قبلا ایجاد اشتغال برای بیکاران بیسواد، معضل استان ما بود.
نکته اینجاست که بسیاری از دانشجویان شما غیربومیاند و هیچ تعلق خاطری برای خرج کردن تخصص خود در منطقه ندارند. آنها از امکانات دانشگاه و فرصتهای مطالعاتی و قابل تجربه در سیستان و بلوچستان، نهایت بهره را میبرند و بعد جذب سایر بازارهای کاری کشور میشوند. در حالی که بازار کار منطقه خالی از نیروی متخصص است.
وظیفه دانشگاه ایجاد بازار کار نیست. وظیفه دانشگاه بیشتر آموزش و الگوسازی است. مثلا ما در بحث کشاورزی با استفاده از پژوهشکده زراعت و کشاورزی، روشهای بهینه استفاده از آب در منطقه بحرانزده شمال سیستان و بلوچستان را الگوسازی، نمونهسازی و اطلاعرسانی کردهایم. نمونهاش ترویج زراعت انگور به عنوان یک محصول نیازمند آب بسیار است که در پژوهشکده به وسیله سیستم آبیاری جدید با حداقل آب، آن را ممکن کردهایم. حالا اگر سرمایهگذاری بخواهد در منطقه از این شیوه بهره ببرد، ما تجربه و آموزشهای لازم را در اختیارش قرار میدهیم. در مبحث پرورش دامهای خاص نیز ما فرصتهای ویژهای فراهم کردهایم. مزرعه شترمرغ ما برای نخستین بار در کشور، پرورش این دام را تجربه کرد. سپس بخش تحقیق و ترویج پژوهشکده دام دانشگاه، نمونه «گاو سیستانی» را که به سبب خشکسالیهای پیاپی چندین ساله اخیر رو به انقراض است، تحت پوشش قرار داد و به پرورش و اصلاح نژاد تنها نمونه باقیمانده از این نوع گاو پرداخت. بنابراین، میتوانیم چگونگی درآمدزایی و تجارب لازم برای آن را عرضه کنیم. البته در همین راستا رونق و توسعه دانشگاه و بحث کارهای عمرانی، خود سبب شد شرکتها برای اجرا، طرف قرارداد ما شوند. اما بعضا دیده میشود همین شرکتها به سبب نبود نیروی کارگری ماهر، پرسنل کارگری خود را از مناطق دیگر نظیر خراسان یا حتی از تبریز و تهران تامین میکنند.
چارهای که برای این وضعیت پیشنهاد میکنید، چیست؟
خب مسلم است که ما در بازار کار، فقط به فارغالتحصیل دانشگاهها نیاز نداریم. بلکه نیروی فنی ماهر یکی از نیازهای منابع انسانی در بازار کار است. بنابراین ضرورت ایجاد آموزشکدههای فنی و حرفهای در استان سیستان و بلوچستان به شدت محسوس است. مسلم اینکه دانشگاه زابل توانسته به صورت مستقیم و غیرمستقیم، اشتغالزایی هم داشته باشد. نکته دیگر اینکه تکاپوی دانشگاه و توسعه آن، سبب بالا رفتن شاخص امید به زندگی و رونق ساخت و ساز مسکن در زابل شده و همپوشانی دانشگاه زابل با دانشگاه آزاد و پیام نور نیز به این مهم افزوده است.
با این اوصاف شما باید برای فارغالتحصیلان خود برنامهای داشته باشید. فکر کارآفرینی از مدتها پیش دغدغه دانشگاههای مهم دنیاست. در کشور خودمان نیز این موضوع، سبب ایجاد 2 دانشکده کارآفرینی از دانشگاه تهران و دانشگاه سیستان و بلوچستان شده است. بنابراین اگر شما بتوانید برای فارغالتحصیلان خود و سایر دانشگاهها برنامهریزی عملی و واقعی داشته باشید، کاربردهای موثری دارد.
البته این حرف درستی است. باید تاکید کنم متاسفانه در منطقه ما، معضل فارغالتحصیلان بیکار مطرح است و باز متاسفانه این فکر است که فارغالتحصیل بیکار بازگردد و در دانشگاه برای خود شغلی دست و پا کند.
در چنین شرایطی، شما اساسا کانونی برای فارغالتحصیلان و برنامهریزیهای پس از فراغت و جلوگیری از چنین اتفاقاتی دارید؟
تا کنون کانون فارغالتحصیلان نداشتهایم اما با معاونت دانشجویی، بحثهایی برای ایجاد کانون فارغالتحصیلان داشتهایم و در آینده نزدیک، چنین کاری خواهیم کرد.
با توجه به تعداد دانشجویان مشغول به تحصیل و همین طور تعداد فارغالتحصیلان، به نظر میرسد ایجاد چنین فرصتی خود میتواند به بحث کارآفرینی و ایجاد بازار کار کمک کند.
اعتقاد شخصی من این است که در حال حاضر به سبب عدم سرمایهگذاری در صنعت استان سیستان و بلوچستان، نمیتوانیم نیروی کار غیر بومی یا فارغالتحصیل غیربومی را جذب کنیم.
برای همین است که مهندسان برق، مکانیک و کشاورزی و منابع طبیعی اینجا بیکارند. ما در بحث صنعت، بسیار ضعیفتر از سایر نقاط کشور در سیستان و بلوچستان عمل کردهایم. این تکلیفی است بر کشور و اصحاب رسانه که پتانسیلها و فرصتهای استان ما را معرفی کنند تا توسعه آن تسریع شود. اگرنه ما با یک دانشگاه و منابع محدود، کار بیش از این ساز دستمان برنمیآید. همه در شمال استان سیستان و بلوچستان میخواهند وارد دانشگاه شوند و در آن شاغل باشند. ما به تازگی مجبور شدیم به سبب محدودیتها، تعدادی از کارمندانی که حتی رقمی ناچیز حقوق میگرفتند را تعدیل کنیم.
برای موضوع کارآفرینی چه کردهاید؟ این موضوع میتواند پتانسیلهای دانشگاه شما را تقویت کند و محور توسعه استان قرار گیرد.
ما در گام نخست برای این موضوع به ایجاد «مرکز رشد» اقدام کردهایم. در استان ما در 2 شهر چابهار و زابل، مرکز رشد ایجاد شده است. با این حال، در موضوع کارآفرینی که تخصصی بینرشتهای است نیز تکاپویی داشتهایم زیرا این تخصص علمی میتواند متخصصان مختلف را هدایت کند. بنابراین برنامههای آتی ما شامل این بخش کارآفرینی نیز میشود.
این مرکز رشد که به آن اشاره کردید، چیست و چه کارکردی دارد؟
در نظام آموزش عالی کشور چه در دوره قبل و چه در حال حاضر، بر موضوع پارکهای فناوری و پردیسهای دانشجویی تاکید شده است. به این معنا که دانشگاه بیاید دانشجویانی را که صاحب ایده و تفکرند، زیر پوشش و حمایت خود بگیرد. سپس حداقلهایی برای این را نوآوران تامین کند و در اختیارشان قرار دهد. البته این عده به عنوان کارمند در استخدام دانشگاه نخواهند بود ولی حقوقی حداقلی از دانشگاه دریافت میکنند تا ایدههایشان را ارتقا دهند. در توضیح این مطلب باید بگویم در این شیوه، با توجه به آنکه این افراد خوشفکر، کم تجربه و کم سابقهاند، کسی با آنها به عنوان صاحب کار و ایده وارد مذاکره نمیشود. دانشگاه در این شرایط با متقاضیان فکر و ایده آنها وارد مذاکره میشود و قرارداد میبندد. سپس این قرارداد کاری تبدیل به فرصت کاری میشود. این کار، سبب ارتقای سطح کمی و کیفی کاری این عده میشود و راه را برای ورود این دسته از دانشجویان به پارکهای علم و فناوری باز میکند. در نهایت، ما با این شیوهها متخصصهایی آماده کار را تربیت کردهایم که خود، درآمد ایجاد کردهاند.
این مرکز رشد در چه مرحلهای قرار دارد؟ چه تعداد دانشجو تحت حمایت آن قرار گرفتهاند؟
در واقع ما الان با مساعدت استانداری به ایجاد فضا و امکانات سختافزاری آن اقدام کردهایم. مجوزهای لازم هم برای این مهم اخذ شده است. باید فراخوان بدهیم تا از سراسر استان، دانشجویانی که صاحب ایده و تفکرند ثبتنام کنند و بعد از آن مرحله، انتخاب و گزینش انجام بگیرد و پشتیبانی آغاز شود. در این فضا میتوان منتظر زمینههای کاری آیتی، نوآوری در عرصه کشاورزی، بیوتکنولوژی، تکثیر انواع نخلها و... بود.
موضوع مهم دیگری در سیستان و بلوچستان از طریق دانشگاهها قابل تصور است. همان طور که میدانید در عصر کنونی، گردشگری و بویژه طبیعتگردی به عنوان یکی از محورهای توسعه پایدار، به صنعتی پولساز برای بسیاری کشورها تبدیل شده است. یکی از این روشها در گردشگری، موضوع و محور «گردشگری علمی» است. شما در منطقه خاصی قرار گرفتهاید. از یک سو هتل و زیرساختهای مناسب گردشگری ندارید و از سوی دیگر دانشگاه امکانات خوبی از قبیل خوابگاه دانشجویی، سلف سرویس و وسائل رفت و آمد دارد. در کنار این عامل، جاذبه گردشگری مهمی به نام شهر سوخته که از آن به «بهشت باستانشناسان» یاد میشود، قرار دارد. تائید میکنید ورود گردشگر، آن هم گردشگر علمی که مسافری فهیم و ارزشمند است موجب رونق منطقه و ارتقای سطح کمی و کیفی این خطه میشود. بویژه آنکه به چرخه اقتصاد محلی کمک میکند؟
بله کاملا درست است. تا کنون نیز این فرصت مد نظر ما بوده است. همانطور که میدانید فضای وسیعی برای پژوهشکدههایمان در اختیار داریم که شامل پژوهشکدههای دام و کشاورزی میشود. در کنار آن، «چاه نیمه» چهارم زابل هم در پژوهشکده کشاورزی، واقع شده است. به همین دلیل ما فرصت خوبی داریم که میتوانیم در اختیار دانشجویان و اساتید قرار دهیم. به همین منظور ما فرصتهای مطالعاتی یک تا شش ماههای طراحی و تعریف کردهایم. چنین فرصتی به منطقه ما این امکان را میدهد تا افراد علمی و صاحب تفکر علاوه بر اینکه وارد خطهمان شوند، تحصیل کنند و از مردم و منطقه شناخت پیدا کنند. ما حتی حاضریم امکانات دانشگاه را در اختیار هنرمندان و محققان قرار دهیم تا ایدههایشان را تحقق بخشند، به شرط آنکه پس از آن، سفیری برای معرفی استان سیستان و بلوچستان و فرصتهایش باشند. ما اینک به شدت نیازمند انعکاس واقعیتهای منطقه پهناور خودیم.
خب برای چنین کاری، چه اقدام عملی و چه برنامههایی داشتهاید؟
ما 2 سال گذشته، در سطح ملی شش همایش برگزار کردیم و میزبان هموطنان خود از سایر مراکز علمی بودیم. در این میان، همایش فردوسی، همایش گاو سیستانی و همایش بحران آب بینالمللی هم بودند. علاوه بر این، همایشهای دانشجویی هم داشتیم. امسال هم برنامههای بسیاری داریم. مثلا در بحث پرورش شترمرغ، نخستین مرکز فعالیم و میخواهیم در این باره به طرح چالشها و بررسی صنایع وابسته آن در قالب همایش یا سمینار بپردازیم. توجه داشته باشید که ما در سال 1385 فقط از 40 رشته در این دانشگاه پشتیبانی میکردیم که فقط شامل مقاطع کارشناسی بود و هفت رشته در مقطع کارشناسیارشد. در حال حاضر 80 رشته داریم که بیانگر توسعه 100 درصدی در ایجاد رشتههای تحصیلی، آن هم رشتههای تحصیلی کاربردی است. ما اینک در استان سیستان و بلوچستان از نظر فارغالتحصیل رشتههای کشاورزی و منابع طبیعی اشباع شدهایم اما رشتههای پرمخاطبی چون هنر، معماری، شهرسازی و... هم هست که منطقه نیز به آن نیاز دارد. ما در این رشتهها تا مقطع کارشناسیارشد دانشجو میپذیریم و در 2 رشته نیز مقطع دکترا داریم.