Skip Navigation Links
انصراف از پیوندهای مرور
صفحه اصلی
درباره كانون
برنامه‌ها
بخشنامه‌ها
کانون واحدها
انتقاد و پيشنهاد
تماس با ما
چاپ صفحهمعرفی سایت به هم دانشگاهی
قصه‌های موفق
انصراف از پیوندهای مرور
عضویت کانون
ثبت نام در سایت
عضویت رایگان
صدور کارت شناسایی فارغ التحصیلی
ویرایش اطلاعات شخصی
تمدید کارت
صدور کارت المثنی
صدور کارت شناسایی فارغ التحصیلی(انگلیسی)
آخرین وضعیت صدور کارت
راهنمای عضویت
بازیابی رمز عبور
انتقادات مربوط به کارت
رمز عبور برای درخواستهای پستی
خدمات و تسهيلات
مشروح برنامه ها و خدمات کانون
اخبار
خبر کانون
آموزش و دانشگاه‌ها
اشتغال و کارآفرینی
علمی و پژوهشی
آزمون‌های دانشگاهی
متقاضیان کار
گزارش تصویری
عكس‌ها
فیلم ها
معرفی سايت به هم دانشگاهی
 
گفت‌و‌گوی فارغ‌التحصیلان با امیر دژاکام، کارگردان تئاتر  
 
 

مانا لقمانی: امیر دژاكام از نام‌های شناخته شده در حوزه تئاتر است. او متولد ۱۳۴۱ تهران است و كارشناسی تئاتر را از دانشكده هنرهای زیبا و كارشناسی‌ارشد كارگردانی را از دانشگاه تربیت مدرس دریافت كرده است. او تا امروز، بیش از ۴۰ نمایش نوشته و كارگردانی كرده كه اغلب این آثار، در میان فعالیت‌های گروه «ماهان» است که او سرپرستی‌اش را به عهده دارد. دژاكام به عنوان استاد در دانشگاه آزاد اسلامی، دانشگاه سوره و دانشكده سینما و تئاتر دانشگاه هنر تدریس می‌كند و تا كنون، به عنوان داور در جشنواره‌های کشوری و استانی، منطقه‌ای، فجر، همایش سراسری تئاتر خیابانی، طنز، دانشجویی و... حضور داشته است. «شمس»، «شهرزاد»، «سیاوش‌خوانی»، «دزد دریایی»، «ضیافت شیطان»، «پسر كارون»، «اعجاز شقایق»، «رویاهای خلیج فارس»، «باران» و... از جمله آثار وی در عرصه تئاتر است.

چه شد که از میان رشته‌های نمایشی و هنری، کارگردانی تئاتر را برگزیدید؟

واقعیت این است که ما به مکان‌ها و کارها، شأن و منزلت می‌دهیم و با انتخاب‌هایمان و نحوه برخورد با آن‌ها به محیط اطراف خود، معنا می‌بخشیم. من اگر قرار بود یک رفتگر هم باشم و اگر این شغل را انتخاب کرده بودم، قطعا رفتگری بخشی از زندگی من می‌شد یا اگر یک نویسنده مي‌شدم، همان نوشتن بخشی از زندگی من مي‌شد. از آنجا که زندگی باارزش است، پس کاری که هر فرد انجام می‌دهد هم باارزش است. من حداقل در جهان هنر و حداکثر در سایر مسائل، چیز کم‌ارزشی نمی‌بینم. کارگردانی تئاتر جزو علاقه‌های من بوده و همان چیزی است که همواره دوست داشته‌ام. البته این سبب نمی‌شود که بگوییم کدام یک از هنرها ارزش بیشتری دارند. من به کارگردانی سینما نیز علاقه‌مندم و اگر موردی پیش بیابد، ممکن است در سینما هم کار کنم. اما در مجموع، آنچه که در من باقی خواهد ماند، همان علاقه‌ام به کارگردانی تئاتر است. آن هم به سبب رو در رو بودن با انسان زنده و گونه‌ای از حیات است که در این هنر وجود دارد و در هیچ هنر دیگری وجود ندارد. تئاتر فرایندی است که حتما باید تجربه‌اش کرد تا بتوان آن را فهمید. در تئاتر، گروهی از انسان‌ها سفری را آغاز می‌کنند و از تمرین تا اجرا، هر جای این سفر که نامنظمی وجود داشته باشد، به رسیدن به مقصد لطمه می‌زند و در این صورت، به راه هم آسیب می‌رساند. این لطمه سبب می‌شود همه انسان‌هایی که در این گروه با‌همند، دچار آزار و ناراحتی شوند و از آنجایی که تئاتر فعالیت دائمي یک گروه است، فعالیت شما ناقص می‌شود. به همین سبب، این رشد و حرکت لحظه به لحظه، لذت زیبایی‌شناسی خاص خود را به همراه دارد. البته اين حس در سایر هنرها و برای هنرمندان دیگر هم وجود دارد، اما هنرمندان تئاتر این مورد را بهتر می‌توانند درک کنند.


از نخستین تجربه‌تان در تئاتر برایمان بگویید.

یادم می‌آید دوم راهنمایی که بودم، یک جایزه بازیگری در مسابقات کشوری دریافت کردم؛کتابی به نام «ماه» که درباره سیارات و آسمان نوشته شده بود و هنوز هم آن را دارم. پیش از آن، برادرانم با داریوش و هوشنگ فرهنگ همکاری داشتند و با آن‌ها که اهل کرمانند، نمایش اجرا می‌کردند. من در محیطی بزرگ شده بودم که تعزیه و نقالی بسیار اجرا می‌شد. دقیقا نمی‌دانم چه اتفاقی افتاد، اما چنان به سمت این کار جذب شدم و در آن پیشرفت کردم که در همین رشته، ادامه تحصیل دادم. نخستین کار کارگردانی‌ام در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان بود. شاید تا زمان دیپلم، شش هفت سالی می‌شد که این فعالیت را انجام می‌دادم و با مرکز آموزش تئاتر کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان همکاری می‌کردم.


آیا برای این کار دستمزدی هم دریافت کردید؟

البته. اولین کار جدی‌ای که برایش دستمزد دریافت کردم، مربوط به زمان پس از دیپلم است. یادم می‌آید نخستین دستمزدم را در سال 1358 به مبلغ 30 تومان دریافت کردم. اما در همان موقع، کسانی بودند که تا 300 تومان هم دستمزد می‌گرفتند. البته من آن 30 تومان را دستمزد نمی‌نامم. چون بیشتر حالت پول توجیبی برایم داشت. من در آن نمایش، یک نقش را کامل بازی کرده بودم. فروش بلیت هم داشتیم که بلیت‌‌ها سه تومان بود. پس از آن، اولین حقوقی که به عنوان بازیگر گرفتم، به خاطر کار در نمایشی به نام «روی صحنه» به کارگردانی حسین مختاری بود که در تالار مولوی اجرا ‌شد. بعدها که وارد دانشکده هنرهای زیبا شدم، پیشنهادهای بسیاری برای برخی مشاغل غیر از تئاتر داشتم که ماهانه 30 هزار تومان درآمد داشت. اما هرگز آن مشاغل را نپذیرفتم و بسیار جدی‌تر و دقیق‌تر نمایشی را در مدت 10 تا 12 ماه بازی کردم که بابت این مدت، تنها 8 هزار تومان دریافت کردم. به خاطر دارم 2 هزار تومان از همین مبلغ را هم وقتی با همسرم برای خرید رفته بودیم در یکی از خیابان‌های تهران، دزد زد! این برایم بسیار تلخ و ناخوشایند بود. با این وجود، باور داشتم که انسان برای رسیدن به موفقیت، باید تلاش بسیاری کند. در سال‌های 65-1364 که دانشجوی تئاتر بودم، هرگز حاضر نشدم تئاتر را کنار بگذارم و وارد فعالیت‌های دیگر شوم. حتی وقتی پیشنهاد شد در تعاونی فروشندگی کنم، نپذیرفتم. دانشجوی نمونه شدم و 2 بورس تحصیلی برای دکترا داشتم و شاید به خاطر اینکه بیشتر وقتم را برای کارگردانی گذاشتم، نتوانستم درسم را ادامه دهم.


تفاوت کارگردانی تئاتر با کارگردانی سینما چیست و کدام دشوارتر است؟

هر 2 دشوارند و سختی‌های منحصر به خود را دارند. یک کاگردان سینما پس از آنکه زمان بسیاری را صرف فیلم‌نامه کرد، وارد مرحله پیش‌تولید می‌شود. در مراحل تولید، باید در شرایط متفاوت و گاه ناخوشایند از جمله برف، سرما و مکان‌های خطرناک کار کند. یک کاگردان سینما در زمان تولید در مقایسه با بازیگران، مرخصی و تعطیلی ندارد و باید در تمام مراحل آن، سر صحنه حضور داشته باشد. گاهی این حضور در مکان‌هایی است که نه جای خواب دارد و نه غذای مناسب. به هر حال کارگردانی برای سینما، حرفه‌ای طاقت‌فرسا است و خطرات خاص خود را دارد. در مقابل، تئاتر هم دشواری‌های خود را دارد و بیشترین دشواری آن به تمرین‌های بلندمدت بازمی‌گردد. به علاوه، دستمزدهای پایین، طولانی بودن زمان رسیدن نوبت اجرا، فاصله بسیار میان کارها و اینکه برخلاف کارگردان سینما که می‌تواند روی اثر خود تجدیدنظر کند، این امکان برای کارگردان تئاتر وجود ندارد از دیگر سختی‌های این حرفه است. به نظر من، آنچه گفته شد، تنها بخش ناچیزی از تفاوت ها و دشواری‌هاست. اما نباید در جهتی پیش برویم که یکی از این 2 را انکار کنیم، چرا که هر 2، زیبا و دوست‌داشتنی‌اند و سختی‌های خاص خود را دارند.

به این ترتیب، مهم‌ترین مشکل شما در کارتان چیست؟

مهم‌ترین مشکل در کار ما، تمرین و اجراست که بسیار سخت انجام می‌شود و باید به اینها تعریف نادرستی را بیفزاییم که درباره مکان اجرا در کشور داریم. ما باید منتظر نوبت اجرا در یک سالن باشیم و متاسفانه همه هنرمندان ما نوبت اجرا را پذیرفته‌اند. در حالی که مکان مناسب برای اجرای تئاتر، براساس تعریف تاریخ تئاتر، سالن تئاتر نیست، بلکه هر جایی که آرامش و بهداشت تصویری وجود داشته باشد، گروه می‌تواند برنامه‌اش را اجرا کند. این تعریف نادرست، سبب شده مکان اجرا محدود شود و در این صورت، محدودیت نوبت به وجود می‌آید. اگر اثری هم تماشاگر داشته باشد، نمایش آن به مدت طولانی ادامه پیدا نمی‌کند.


برای حرفه‌ای شدن در تئاتر چه سختی‌هایی باید تحمل کرد؟

ورود به تئاتر چندان ساده نیست؛ اولا فرصت‌های شغلی در آن بسیار اندک است و در این فرصت‌های شغلی کم، مسلما، بهترین انتخاب می‌شود. من مراجعات بسیاری برای ورود به تئاتر دارم. اما بسیاری از این افراد، حوصله سر ساعت حاضر شدن برای تمرین یا تمرین وقت و بی‌وقت و هر روز را ندارند. بسیاری از کسانی که وارد این حیطه می‌شوند، انتظار دارند در ابتدا بهترین نقش به آنان واگذار شود. وقتی من به سیر کار خودم در بازیگری نگاه می‌کنم که از کجا به این جایگاه رسیده‌ام، می‌بینم که از نقش‌های کوتاه شروع و پله‌پله حرکت کردم. بسیاری از افراد چنین تصور می‌کنند که پیشرفت در تئاتر، با پول و پارتی امکان‌پذیر است. اما این‌ها شاید برای مدت زمان کوتاهی کارایی داشته باشند. در نهایت، کسی واقعا پیشرفت می‌کند که هنرش بیشتر باشد. اگر کسی مانند بهرام بیضایی ماندگار می‌شود، نه به خاطر پول و پارتی، بلکه به سبب نبوغش است. اگر نبوغ وجود داشته باشد و فرد مطالعه بسیار و تحصیلات در این رشته را هم داشته باشد و مدام در حال کار، آموختن و تلاش باشد، می‌تواند در این کار حرفه‌ای شود. به هر حال، کسی می‌تواند در این رشته موفق شود که چیزی برای عرضه کردن داشته باشد و در غیر این صورت، به جایی نخواهد رسید.

وضعیت معاش هنرمندان تئاتر چگونه است؟

متاسفانه وضعیت معاش این قشر، بویژه کارگردانان تئاتر، چندان مناسب نیست. برای نمونه، در سال‌های گذشته یک بازیگر درجه یک تئاتر، در بیش از پنج اثر نمایشی بازی می‌کرد، اما یک کارگردان تئاتر حداکثر می‌تواند سالی یک اثر نمایشی ارائه دهد و دستمزد یک کارگردان در مقایسه با دستمزد یک بازیگر تئاتر، اگر به ماه‌های فعالیت کارگردان تقسیم کنید، مبلغی حدود 200-300 تومان خواهد شد که بسیار ناچیز است. این نکته را نیز نباید فراموش کنیم که هر کسی از جوانی به این خاطر به سراغ شغلی می‌رود که در آینده، درآمد کافی، پیشرفت و امنیت شغلی داشته باشد.


به عنوان یک استاد، وضعیت آموزش تئاتر و رشته‌های مربوط به آن در دانشگاه‌ها را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

آموزش تئاتر البته بحث مفصلی دارد. من از سال 1371 به این مسئله مشغولم و به صورت رسمی وارد دانشگاه شدم. پیش از آن هم آموزش را در بیشتر شهرهای کشور از جمله فیروزکوه، زاهدان، چابهار، کرمان، سیرجان، بندرعباس، مهاباد، سنندج، کرمانشاه و... تجربه کرده بودم. آموزش هنر را آموزش امر بدیع می‌نامند و همین، یک مشکل فلسفی در آموزش آن ایجاد می‌کند. اساتید هنر باید به این نکته توجه کنند که ابتدا باید تکنیک‌های هنر که در قدیم کار شده است را آموزش دهند. باید توجه داشت که هنر از فردی به فرد دیگر و از زمانی به زمان دیگر تغییر می‌کند. ما در آموزش هنر علاوه بر این نکات باید فضا، زمان، جامعه و نیازهای امروز خود را در نظر بگیریم. از نظر من، در آموزش تئاتر باید فضای باز و دموکراتیک و آرای گوناگون وجود داشته باشد. ما در آموزش این هنر باید بدانیم که هدفمان چیست و دقیقا چه چیز را به چه کسی آموزش می‌دهیم. مشکل ما در آموزش تئاتر، گاهی این تفکر است که استاد، تدریس هنر را با تدریس ریاضی و علوم تجربی اشتباه می‌گیرد و افراد برایش تفاوتی ندارند. در یک کلاس کارگردانی، دریافت دانشجویان از بحث کلاس متفاوت و در نتیجه، کارشان نیز مختلف است. از سویی، برخی اساتید نامدار تئاتر هم با وجود آثار به یادماندنی، هرگز ساعتی را در کلاس‌ها سپری نکرده‌اند و در مقابل، اساتید بسیار خوب دیگری را هم داریم که جایشان در دانشگاه‌ها خالی است و ما به دانش آن‌ها نیازمندیم.


کسانی که به تئاتر علاقه‌مندند، اما رشته تحصیلی‌شان نبوده، چگونه و از کجا می‌توانند فعالیت خود را آغاز کنند؟

من در آموزشگاه‌های خصوصی سینما و تئاتر تدریس کرده‌ام. متاسفانه در حال حاضر، بیشتر آموزشگاه‌های آزاد روی بازیگری سینما تاکید دارند. توصیه و راهنمایی من به کسی که در تئاتر نبوده، این است که تلاش کند تا گروه او را باور کند و او هم گروه را به عنوان بستر آموزش بپذیرد، از کارهای ساده شروع کند تا بتواند در تمرین‌ها شرکت کند و خودش را نشان دهد. معمولا گروه‌ها بازیگران تازه وارد را سخت می‌پذیرند. پیش از هر چیز، باید یک اطمینان متقابل به وجود بیاید. در اینجا 2 راه وجود دارد که یکی، وارد آموزشگاه شدن است و راه دیگر، دانشگاه رفتن.


بهترین و تاثیرگذارترین استاد شما در تئاتر چه کسی بوده است؟

بهترین اساتید من در دانشگاه، دکتر فرهاد ناظم‌زاده کرمانی و خانم فرین‌دخت زاهدی در تئاتر و دکتر شاهین فرهت و کامبیز روشن‌روان در موسیقی‌اند. در درس‌های دیگر، سعید فلاح و دکتر جابر عناصری اساتید من بودند و پیش از دانشگاه هم بسیار مدیون مهدی ثانی و نخستین معلم تئاترم، علیرضا مددی‌ام.


به نظر شما مطالعه تا چه اندازه در بهتر کردن و پیشبرد کارتان موثر بوده است؟

مطالعه در پیشرفت کارهای من تاثیر بسزایی داشته است. مثلا این روزها نمایش‌نامه‌ای می‌نویسم که باید درباره موضوعش، آگاهی کافی داشته باشم. ما گاهی در این حرفه ناچاریم درباره چیزهایی که به ذهن هیچ کس نمی‌رسد، فیش‌برداری کنیم. بنابراین، اساسا دنیای ما با همین مطالعات، گسترده‌تر می‌شود و هرگز بدون مطالعه نمی‌توان در عرصه تئاتر دوام آورد.

مترجم:  

تاريخ ايجاد: 2010/01/06 03:40 ق.ظ
تاريخ آخرين اصلاح : 2010/01/06 12:40 ق.ظ