Skip Navigation Links
انصراف از پیوندهای مرور
صفحه اصلی
درباره كانون
برنامه‌ها
بخشنامه‌ها
کانون واحدها
انتقاد و پيشنهاد
تماس با ما
چاپ صفحهمعرفی سایت به هم دانشگاهی
قصه‌های موفق
انصراف از پیوندهای مرور
عضویت کانون
ثبت نام در سایت
عضویت رایگان
صدور کارت شناسایی فارغ التحصیلی
ویرایش اطلاعات شخصی
تمدید کارت
صدور کارت المثنی
صدور کارت شناسایی فارغ التحصیلی(انگلیسی)
آخرین وضعیت صدور کارت
راهنمای عضویت
بازیابی رمز عبور
انتقادات مربوط به کارت
رمز عبور برای درخواستهای پستی
خدمات و تسهيلات
مشروح برنامه ها و خدمات کانون
اخبار
خبر کانون
آموزش و دانشگاه‌ها
اشتغال و کارآفرینی
علمی و پژوهشی
آزمون‌های دانشگاهی
متقاضیان کار
گزارش تصویری
عكس‌ها
فیلم ها
معرفی سايت به هم دانشگاهی
 
جلال‌الدین معیریان در گفت‌و‌گو با هفته‌نامه فارغ‌التحصيلان از جایگاه آموزش گریم می‌گوید  
 
 

پادينا موحد: هنر‌هاي نمايشي بين مردم جايگاه خاصي دارند و معمولا شناخت افراد از هنرمنداني که روي صحنه فعاليت مي‌کنند بيشتر از ساير فعالان اين عرصه است.

يکي از بخش‌هاي تاثيرگذار پشت صحنه، گريم يا چهره‌پردازي است که شايد مهم‌ترين قسمت‌ آماده‌سازي بازيگر باشد و به بازيگر در جهت ملموس‌تر کردن نقش کمک کند. اما متاسفانه آشنايي عموم مردم با اين حرفه در حدي نيست که از جنبه‌ها و ابعاد مختلف آن آگاه باشند. نام جلال‌الدين معيريان براي افرادي که از اين حرفه شناختي دارند، نام آشنايي است. او علاوه بر اينکه از هنرمندان بنام و گريمور‌هاي درجه اول سينما و تلويزيون است، اولين کسي است که در ايران به طور رسمي آموزشگاه چهره‌پردازي دائر کرده است. معيريان شايد از موفق‌ترين استادها در اين زمينه باشد. مي‌گويد با همان عشقي که در وجودش بوده و باعث موفقيتش شده به شاگردانش درس مي‌دهد. شنيدن حرف‌هاي او باعث گسترش باور‌هايمان درباره چهره‌پردازي شد.

انسان‌ها از چه زماني با گريم آشنا شدند و براي چه مقاصدي آن را به کار مي‌بستند؟

گريم از زمان انسان‌هاي اوليه وجود داشته و آن‌ها بدون اينکه از نام و کاربرد‌هاي متعدد آن اطلاع داشته باشند از آن استفاده مي‌کردند. در واقع از زماني که انسان‌هاي اوليه براي گذران زندگي به شکار روي آوردند از گريم هم استفاده مي‌کردند. وقتي هنگام فرار از جنگل‌ها صورت يا بدنشان با خاکستر چوب‌هاي سوخته يا علف‌ها رنگ گرفت، دريافتند که مي‌توانند براي رعب‌انگيز کردن چهره يا بدنشان از رنگ‌ها، دوده و پوست حيوانات استفاده کنند. يا همان‌طور که استاد مهين ميهن در کتابشان اشاره مي‌کنند در قبايل انسان‌هاي اوليه وقتي شخصي بيمار مي‌شد تصور مي‌کردند روح خبيثي در کالبد او حلول کرده، فرمانده آن قبيله ظاهر خود را با استفاده از مواد ابتدايي که در اختيارشان بود خشن و وحشتناک مي‌کرد تا آن روح بترسد و از بدن شخص بيمار خارج شود.

اين سير تا زماني ادامه داشته که انسان براي بيان منظورش به تئاتر روي مي‌آورد. از آن زمان به بعد، گريم حالت جدي‌تري به خود گرفت و انسان‌ها براي واقعي‌تر بودن نمايش‌هايشان سعي کردند صورت‌هايشان را با نقش‌هايي که ايفا مي‌کنند هماهنگ کنند. در نمايش‌ها بيشتر به نشان دادن نحوه شکار کردن مي‌پرداختند. بنابراين وسايل استفاده شده با زمان قبل از آغاز نمايش‌ها تفاوت چنداني نداشته و چون نمايش‌ها گاهي چهار شبانه‌روز به طول مي‌انجاميده، از پوست حيوانات استفاده مي‌کردند. اين رويداد‌ها به زماني حدود 4هزار سال قبل از ميلاد مسيح باز مي‌گردد.


امروز چطور؟ آيا کاربرد گريم به استفاده از آن در هنرهاي نمايشي محدود مي‌شود؟

خير، اولين کاربردي که گريم پس از هنر‌هاي نمايشي دارد، در آرايش است. در واقع گريم ار ضروريات آرايش است. به طور کلي گريم براي تمام چهره‌ها واجب است و روي موفقيت افراد در جامعه تاثير مي‌گذارد. با کمال تاسف اطلاعات عموم مردم درباره گريم بسيار محدود است و شايد بعضي ندانسته و کورکورانه با آن مخالفت کنند. اما اگر از ابتدا از آن شناخت داشتند و موارد مصرف آن را درک مي‌کردند ديگر جاي شک و شبهه‌اي برايشان باقي نمي‌ماند. چهره‌پردازي در موارد بسياري استفاده مي‌شود که گاهي براي مردم عجيب است. مثلا گريم در خدمت آژانس اموات قرار دارد که يکي از رايج‌ترين موارد استفاده از گريم است؛ در کشورهاي ديگر چون قبل از دفن کردن با مرده ديدار و خداحافظي مي‌کنند چهره متوفي بايد متعادل‌سازي شود، بخصوص اگر فرد در سانحه‌اي جان باخته باشد که صورتش آسيب ديده باشد. يا از موارد ديگر، گريم متکديان است که شايد روزانه با آن برخورد کنيم. گريم در بسياري موارد ديگر کاربرد دارد مثل گريم در خدمت اداره پليس و امنيت يا در ورزش.


تحصيلات شما چيست و از چه زماني وارد حرفه گريم شده‌ايد؟

من در دانشکده حسابداري ارتش تحصيل کرده‌ام و پس از اتمام تحصيلاتم در ارتش به عنوان افسر مالي خدمت کردم، تا متوجه فرم دانشکده هنرهاي دراماتيک براي ثبت‌نام در کلاس‌هاي آزاد شدم. در آن وقت علاقه چنداني به رشته‌اي که در آن تحصيل کرده بودم و کاري که به آن مشغول بودم نداشتم و به خاطر عشقي که به رشته‌هاي هنري داشتم در اين کلاس‌ها شرکت کردم و در کلاس بازيگري مشغول شدم. بعد از مدتي متوجه شدم در آن مرکز واحد‌هاي گريم هم توسط استاد کريمي و ساير اساتيد تدريس مي‌شود. در آن کلاس‌ها هم شرکت کردم و فهميدم علاقه‌ام به گريم به مراتب بيشتر از بازيگريست. تا اينکه روزي متوجه آگهي استخدامي راديو و تلويزيون ملي شدم که با برگزاري کنکوري براي مرکز، گريمور مي‌پذيرفت. آن آزمون پنج مرحله داشت. در کنکور شرکت کردم و در هر پنج مرحله آن رتبه اول را کسب کردم. مشکل اصلي اين بود که پس از استخدام در ارتش امکان استعفا وجود نداشت. در آن زمان يکي از هنرمندان مشهور با روابطي که داشت توانست از طريق يکي از افسران بالارتبه امضاي مقامات را بگيرد و من بدون استعفا و البته با مشکلات بسيار از ارتش به راديو و تلويزيون منتقل شدم و فعاليت خود را به صورت حرفه‌اي آغاز کردم.


در حال حاضر رشته‌اي به نام گريم در دانشگاه‌ها وجود دارد؟ وجود چنين رشته‌اي را در کشور تا چه حد ضروري مي‌بينيد؟

متاسفانه رشته‌اي به نام گريم در دانشگاه‌هاي ايران وجود ندارد. روزي در دانشگاه علمي‌کاربردي با مرحوم سيف‌الله داد صحبت مي‌کردم و ايشان به دليل کم بودن توليدات داخلي معتقد بودند وجود رشته‌اي مختص گريم در کشور لازم نيست. اما اعتقاد من اين است که گريم رشته‌ايست که بايد به طور جدي به آن پرداخت. استفاده از اين رشته فقط مختص استفاده‌هاي سينمايي نيست، بايد مشاغل مرتبط با آن هم در نظر گرفته شود. مثلا آرايشگري، افرادي که پايه‌هاي گريم را نياموخته باشند آرايشگران خوبي نخواهند بود و به همين دليل است که ما شاهد بعضي کارها و سبک‌هايي هستيم که ناآگاهانه رواج مي‌يابند در حالي که حتي در بعضي موارد از نظر علمي اشتباهند.

از سوي ديگر، گريمور‌هاي آموزش‌ديده الزاما نبايد در ايران مشغول به کار شوند. طي چند سال گذشته اعزام گريمور از ايران به شدت مورد استقبال ساير کشور‌ها قرار گرفته است. به طوري که ما در منطقه، بسياري از کشور‌ها بخصوص کشور‌هاي عربي را تحت پوشش قرار داديم. پس به صرف اينکه توليدات داخلي کم است نمي‌توان از آموزش اين رشته به صورت دانشگاهي و پيشرفته جلوگيري کرد.


در بعضي از رشته‌هاي دانشگاهي مثل سينما و نمايش واحد‌هاي گريم تدريس مي‌شود. سطح اين آموزش‌ها را به چه صورت مي‌بينيد؟

به جرئت مي‌توانم بگويم اين آموزش‌ها کافي و در سطح قابل قبولي نيست و اين به دليل کم بودن استاد با علم و تجربه است. در تمام اين سال‌ها چه قبل و چه بعد از انقلاب چهره‌پردازي بخصوص در بخش سينمايي دچار نقص‌هايي بوده که به نوعي به آموزش و آموزگاران باز مي‌گردد. در اين حرفه تعداد اساتيد واقعي شايد 2 يا سه نفر باشد و بعد از خانم مهين ميهن، من خود را از اساتيد واقعي اين هنر مي‌دانم و اين موضوع را با تکيه بر بيش از 40 سال تجربه و 36 سال تدريس مي‌گويم.

من مدتي در دانشگاه مشغول تدريس واحد‌هاي گريم بودم و موضوعي که در آنجا باعث دل‌مشغولي من مي‌شد تدريس نادرست واحد‌هاي مرتبط با گريم بود. گريم رشته‌ايست متشکل از بسياري از رشته‌ها. به عنوان مثال يک گريمور بايد به نقاشي، مجسمه‌سازي، روان‌شناسي، جغرافيا و بسياري از علوم ديگر واقف باشد و تدريس اين علوم به هنرجويان بايد در راستاي چهره‌پردازي باشد. اما متاسفانه مطالبي آموزش داده مي‌شود که گاهي مرتبط با گريم نيست و گاهي فراتر از اين رشته است و همين موضوع باعث مي‌شود هنرجو مطالب را دقيق تطبيق ندهد.


هنرجوياني که در آموزشگاه شما به‌صورت آزاد يا در دانشگاه‌ها آموزش مي‌بينند به نظر شما پس از پايان دوره از جهت بار علمي توانايي تدريس دارند؟

تنها بار علمي براي مدرس شدن کافي نيست. هنرجو پس از پايان دوره علمي خود بايد يک دوره آموزش مدرسي هم بگذراند. نازي ميراب‌زاده کسي است که سال‌ها پيش هم دوره چهره‌پردازي و هم دوره مدرسي را در همين آموزشگاه با معدل 20 به پايان رسانده و سال‌هاست در اين مرکز تدريس مي‌کند. من هم در ابتداي کار شاگرد استاد کريمي بوده‌ام و پس از کسب علم و دانش آموزگاري شروع به تدريس کردم. در ابتدايي‌ترين گام‌ها براي تدريس، آموزگار بايد مطالب را به بهترين وجه ممکن آموخته باشد تا بتواند آموزش دهد. در مرحله بعد بياموزد علم خود را آموزش دهد. معتقدم آموزش بايد پيامبرگونه انجام شود و استاد تمام آموخته‌هايش را در اختيار هنرجو قرار دهد. پس هر کسي توان معلم شدن را ندارد حتي اگر در رشته‌اي به بالا‌ترين مدارج علمي رسيده باشد.

دانشگاه‌ها هم معمولا از فارغ‌التحصيلان خود استفاده مي‌کنند. اما بسياري از دانشجويان پس از اتمام درس، علاقه‌اي به تدريس از خود نشان نمي‌دهند. چون قشر زيادي از آن‌ها به رشته تحصيلي خود علاقه‌اي ندارند و پس از اتمام درسشان به شغل مورد علاقه‌شان مي‌پردازند. به اعتقاد من اين عشق است که در هر کاري رسيدن به هدف و بهترين بودن در آن را ممکن مي‌کند.


افرادي که مي‌خواهند در کلاس‌هاي چهره‌پردازي شرکت کنند چه استعداد‌هايي را بايد در خود ديده باشند؟

گريم سرچشمه‌اي است از هنر‌هاي مختلف مثل نقاشي. لازم است هنرجو درکي از اين هنرها داشته باشد اما چيزي که مهم‌تر از استعداد براي هنرجوهاست، عشق به اين حرفه است. هستند کساني که با ديدن عکس‌ها و فعاليت ساير هنرجويان به اين کار علاقه‌مند مي‌شوند اما اين علاقه براي اتمام کار کافي نيست، اين هنر حرفه سخت و سنگيني است و به اتمام رساندن آن براي کساني که بدون عشق در آن پا گذاشته‌اند يا فقط به چشم يک کار براي کسب درآمد به آن نگاه مي‌کنند، دشوار است.


وضعيت بازار کار در اين حرفه و درآمد آن به چه صورت است؟

متاسفانه در ايران در بيشتر کارها رابطه حرف اول را مي‌زند. اگر به تيتراژ يک مجموعه يا يک فيلم سينمايي نگاه کنيد معمولا نام افرادي را مي‌بينيد که مشخصا از يک خانواده‌اند. اگر افراد در آن حرفه آموزش نديده باشند نه تنها باعث ضايع شدن حق افراد آموزش‌ديده و ماهر مي‌شوند بلکه به کار توليدشده هم ضربه مي‌زنند. اما به طور کلي من هنرجوياني را که از بعد علمي توانمند شده باشند براي کسب تجربه در 2-3 کار اول به عنوان دستيار با گريمور‌هاي باتجربه همراه مي‌کنم و پس از آن، آن‌ها مي‌توانند به‌ عنوان گريمور اول فعاليت کنند. در مورد درآمد هم هميشه گفته‌اند خوراک نقاشان نان و پنير است که البته اين موضوع هم برمي‌گردد به زماني که تهيه نان و پنير بسيار راحت‌تر از حال بوده است. در حال حاضر شايد اين درآمد در ابتداي کار حتي کفاف نان و پنير را هم ندهد و واجب باشد شغل ديگري در کنار اين شغل باشد که البته من پيشنهاد مي‌کنم اين شغل مرتبط با گريم باشد. ولي اگر شما چهره‌پرداز قابلي باشيد اين درآمد به مرور زمان و با کارهايي که به شما پيشنهاد مي‌شود افزايش مي‌يابد.


چهره‌پردازي در ايران تا چه حد با اين علم در جهان متفاوت است؟

دانش گريم در ايران با ساير نقاط دنيا تفاوت بسياري دارد و به اعتقاد من اولين تفاوت آن در نحوه آموزش آن است. براي مثال در دانشگاه استاندارد امريکا گريم رشته‌ايست که دانشجويان مدت 7 سال در آن تحصيل مي‌کنند و شامل 4 سال آموزش و 3 سال کار به عنوان دستيار است. در حالي که هنرجويان ما در ايران پس از گذراندن دوره‌اي چند ماهه وارد بازار کار مي‌شوند و اين از نظر من اشتباه است. حتي هنرجويي که دوره آموزشي را به پايان رسانده بايد مدتي را صرف کسب تجربه و پژوهش‌کند، از شرايط و نحوه عملکرد اين فن در ساير نقاط دنيا اطلاع پيدا کند و پس از آن وارد بازار کار شود. در مقايسه ايران با ساير نقاط دنيا بايد بگويم درصد گريمور‌هاي تجربي در ايران بسيار بيشتر از کشور‌هاي ديگر است.


شما چهره‌پردازي به صورت تجربي را رد مي‌کنيد؟

اگر صرفا بحث تجربه مطرح باشد بله.از نظر من هنر مانند پرنده‌ايست که دو بال علم و تجربه دارد، همان‌طور که پرنده با يک بال نمي‌تواند پرواز کند هيچ‌کس هم تنها با تجربه نمي‌تواند در کاري موفق باشد. مثلا کسي که به صورت تجربي کار مي‌کند ممکن است رنگي را روي صورت کسي امتحان کند و به صرف اينکه آن رنگ براي آن صورت مناسب بوده از اين رنگ در صورت‌هاي ديگر هم استفاده کند. اما اگر آن شخص علم رنگ‌شناسي را آموخته بود مي‌دانست هر صورتي ترکيب رنگي مخصوص خود را مي‌خواهد. گريمور‌هاي بسيار خوبي هستند که تنها اين علم را از طريق تجربه به دست آوردند، اما اگر از آن‌ها آزموني گرفته شود به دليل آگاهي کمي که در مورد موضوعات علمي دارند در آن امتحان موفق نخواهند شد.


شما چگونه موضوعات تدريس شده و کار هنرجويانتان را با علم روز دنيا هماهنگ مي‌کنيد؟

ارتباطات جهاني در اين زمان بسيار راحت انجام مي‌گيرد. اينترنت، ماهواره و راه‌هاي ديگري که در اختيار همگان است تبادل اطلاعات را راحت مي‌کند. در ايران چون ما دانشمان از ساير نقاط دنيا کمتر است بايد براي رساندن خود به علم جهاني تلاش بيشتري بکنيم. من در کلاس‌ها سعي مي‌کنم مطالبي را که در سايت‌هاي مختلف خوانده‌ام يا از طرق ديگر به دست آورده‌ام، به هنرجو آموزش دهم. اما اين راه کسب اطلاعات براي من با مشغله‌هاي بسياري که دارم و همچنين کهولت سن راحت نيست و شايد نتوانم آن‌چنان که بايد جديدترين مطالب را به طور کامل به هنرجويان آموزش دهم.

اين موضوع ممکن است باعث راکد ماندن مطالب آموزش داده شده در آموزشگاه شود؟

به هيچ‌وجه. ممکن است گاهي من نتوانم بعضي از موارد را آموزش دهم اما آن‌ها را به هنرجويان معرفي مي‌کنم و ادامه راه را به هنرجوياني واگذار مي‌کنم که با عشق پيش آمده‌اند و تشنه آموختن بيشترند. به‌عنوان مثال گريم کامپيوتري در چند سال اخير شديدا مورد مصرف قرار گرفته است اما در آموزشگاه امکانات و وقت کافي براي آموزش آن وجود ندارد. کسي که بخواهد گريم را با نرم‌افزار‌هاي کامپيوتري انجام دهد بايد گريمور بسيار توانايي باشد و ما در کلاس‌ها اين توانايي را به او مي‌دهيم که در ابتدا بتواند گريم کامل و بي‌نقصي روي چهره و سپس روي عکس انجام دهد و پس از آن نرم‌افزار‌ها و موارد مشابه را به هنرجو معرفي مي‌کنيم. زماني که در باغي باز مي‌شود افرادي که زيبايي آن را درک کنند در آن غوطه‌ور خواهند شد. هنر هم مصداق همين موضوع است. آموزشي که داده مي‌شود کامل است اما پيگيري و تطابق آن با علم روز به عهده هنرجوست و من در بعضي از موارد به اشاره‌اي بسنده مي‌کنم.

مترجم:  

تاريخ ايجاد: 2010/01/06 03:40 ق.ظ
تاريخ آخرين اصلاح : 2010/01/06 12:33 ق.ظ