Skip Navigation Links
انصراف از پیوندهای مرور
صفحه اصلی
درباره كانون
برنامه‌ها
بخشنامه‌ها
کانون واحدها
تماس با ما
ارتباط با ما
چاپ صفحه
قصه‌های موفق
انصراف از پیوندهای مرور
فارغ‌التحصیلان
راهنما
ثبت نام در سایت
عضویت در کانون
درخواست کارت عضویت
شرايط عضويت
خدمات و تسهيلات
درخواست کار
تقويم برنامه ها
اخبار
خبر کانون
آموزش و دانشگاه‌ها
اشتغال و کارآفرینی
علمی و پروشی
آزمون‌های دانشگاهی
گالری ها
عكس ها
فيلم ها
چهره‌ها
پايگاهاي مرتبط
 
گفت‌وگوی کیوان ساکت با هفته‌نامه فارغ‌التحصیلان، درباره مشکلات شغلی موسیقی 
 
 

مانا لقمانی: کیوان ساکت در سال 1340 در خانواد‌ه‌ای فرهنگی در شهرستان مشهد به دنیا آمد. او از همان کودکی با تشویق مادر و پدرش به یادگیری موسیقی و نقاشی پرداخت. او در نقاشی، شاگرد اساتیدی همچون استاد صادق لید در طراحی، استاد پیراسته در رنگ و روغن و استاد دوّلو در آب‌رنگ بود و نخستین درس‌‌های موسیقی را از دایی‌اش، منوچهر زمانیان در کارگاه موسیقی کودکان و نوجوانان که در آن زمان از سوی صدا و سیمای وقت به مدیریت مرتضی دلشب در مشهد تاسیس شده بود، فرا گرفت. پس از مدت کوتاهی، معلمش برای ادامه تحصیل از مشهد رفت و مدتی، کلاس بدون معلم بود تا اینکه همشهری و دوست دائی‌اش، حمید متبسم که در آن زمان در دانش‌سرای هنر تهران موسیقی تحصیل می‌کرد، در یک تابستان برای بازدید خانواده به مشهد آمد و هم‌زمان، در کارگاه موسیقی به تدریس مشغول شد و حدود 2 تابستان پیاپی تا پیش از انقلاب، آنجا معلم بود. با پیروزی انقلاب، متبسم به مشهد نقل مکان کرد و دوستی‌اش با ساکت، عمیق و صمیمی شد. اما پس از مدتی، دوباره به تهران بازگشت و سرانجام به خارج از کشور مهاجرت کرد. از آن زمان، ساکت تار را به صورت خودآموز یاد گرفت و در این میان، ملاقات‌هایی کوتاه با اساتیدی نظیر محمدرضا لطفی، حسین علیزاده و هوشنگ ظریف داشت. در سال 1369، به دعوت هنرمند فقید کشورمان پرویز مشکاتیان، به عنوان مسئول، به گروه عارف پیوست و حاصل این همکاری، آثاری است نظیر افشاری مرکب، افق مهر، وطن من با صدای ایرج بسطامی، مقام صبر با صدای علیرضا افتخاری و نیز کنسرت‌‌های متعددی در داخل و خارج از ایران. ساکت در سال 1357 گروه وزیری را تاسیس کرد و از آن زمان تاکنون، آثار بسیاری با این گروه در داخل و خارج از کشور اجرا کرده است.

چه شد با وجود داشتن مدرک مهندسی راه و ساختمان و امكان اعزام به خارج، به جای اشتغال در این رشته، به موسیقی روی آوردید و تا امروز، با جدیت آن را دنبال کرده‌اید؟

من از دوران کودکی به هنر علاقه داشتم و در رشته‌‌های مختلف هنری، فعال بودم. سال‌‌ها در کلاس بهترین هنرمندان نقاش در مشهد از جمله آقایان پیراسته و صادق لید شاگردی کردم. علاوه بر نقاشی، در کارگاه درودگری نیز کار می‌کردم و با ساز‌هایی که معمولا بچه‌‌ها از کودکی می‌نواختند، آشنا بودم. اما در نوجوانی به تار علاقه‌مند شدم و ابتدا، نزد دایی‌ام این ساز را آموختم. هم‌زمان هم در رشته مهندسی راه و ساختمان قبول شدم و زمان انقلاب فرهنگی و تعطیلی دانشگاه‌‌ها، بیشتر به موسیقی پرداختم. همین امر، سبب شد تا تحصیلاتم در درجه دوم قرار گیرد.


كیوان ساكت از چه سالى به طور جدی قدم در عرصه موسیقى نهاد؟

فکر کنم از سال 1358 به صورت بسیار جدی تمرین‌هایم را شروع کردم.


جوانان ارتباط مناسبی با سبک موسیقی شما برقرار کرده‌اند. به نظرتان دلیل این امر چیست؟

من کوشیده‌ام موسیقی را در قالبی تازه بیان کنم که به سلیقه نسل امروز نزدیک‌تر باشد. در کل، اگر بخواهیم حرف امروز را بزنیم، باید آن را در قالب امروزی، بیان کنیم؛ چون در غیر این صورت، محکوم به انزوا و زوال خواهیم شد. از نظر من، موسیقی اگر بخواهد در خدمت تحولات جوامع، وجود یک ذهن پویا و تعالی جامعه باشد، موسیقیدانی که آن را اجرا می‌کند، نمی‌تواند جدا از شرایط جامعه‌اش زندگی کند. به هر حال، ناگزیریم با حرکت‌‌ها و شرایط اجتماعی هم‌سو باشیم.


دلیل انتخاب تار و سه‌تار به عنوان ساز اصلى چه بود؟ آیا در زمینه نواختن سازهاى دیگر نیز فعالیتى داشته‌اید؟

چون من آهنگسازی هم می‌کنم، ناگزیرم با چندین ساز مختلف آشنا باشم و یکی از این ساز‌ها، پیانو است که در واقع، ساز پایه برای آهنگسازی به شمار می‌آید. همچنین، با ساز‌های زهی مانند کمانچه و ساز‌های بادی مانند نی و فلوت آشنایی دارم. البته این آشنایی تا جایی است که بدانم دامنه صدایی آن‌ها چگونه است. در کل، به خاطر علاقه بسیار به نوازندگی تار، ساز اصلی‌ام را تار انتخاب کردم.

امروز، نام شما به‌ خاطر تشکیل و هدایت گروه‌‌های موسیقی در شهرستان‌‌ها بیشتر تکرار می‌شود. چطور شد که به فکر تشکیل این گروه‌‌ها افتادید؟

تاکنون در سه شهر، گروه موسیقی تشکیل داده‌ام که اولی در گرگان، دومی در اصفهان و سومی در کرمان بود. متاسفانه به خاطر حمایت نشدن از نظر مالی، پس از گذشت یک سال، فعالیت‌‌های گروه گرگان و اصفهان ادامه پیدا نکرد. اما خوشبختانه گروه کرمان بسیار بهتر از گذشته به فعالیتش ادامه می‌دهد. یکی از دلایل مهم تشکیل این ارکسترها، علاقه‌مندی خود من به کار‌های گروهی است. این گروه‌‌ها را هم به این خاطر در شهرستان‌‌ها تشکیل داده‌ام که در آنجا، جوانان با استعداد بسیاری وجود دارند. این‌ها پس از مدتی در شهر خودشان احساس کمبود امکانات می‌کنند و بیشترشان به تهران می‌آیند. در حال حاضر، تهران شهری است که از نظر کلاس‌‌های موسیقی واقعا اشباع شده و نیروی جوانان شهرستانی در تهران به هدر می‌رود و وقت آنان که باید صرف تمرین، آموزش دادن و کسب مهارت در موسیقی شود، تلف می‌شود. من تلاش کرده‌ام با جذب این جوانان مستعد و علاقه‌مند به وسیله ایجاد ارکستر، انگیزه‌ای برای ماندن در شهر خودشان فراهم کنم. به این ترتیب، هم برای این افراد شغلی ایجاد می‌شود و هم کسانی که به آموختن موسیقی علاقه دارند، از وجود آن‌ها بهره می‌گیرند. به نظر من، این اصلا درست نیست که ما همه امکانات در زمینه‌‌های گوناگون را در تهران یا در یک شهر خاص متمرکز کنیم.


در شرایط حاضر، امکان اشتغال‌زایی از طریق فعالیت در زمینه موسیقی در شهرستان‌‌ها را تا چه اندازه عملی و امکان‌پذیر می‌دانید؟

من هر از گاهی به این شهر‌ها می‌روم و به نوازندگان تار و سه‌تار آموزش مستقیم می‌دهم و آن‌ها را راهنمایی می‌کنم. بسیاری از این افراد، کسانی‌اند که خودشان تدریس موسیقی می‌کنند. بنابراین می‌توان تا اندازه‌ای ادعا کرد که در زمینه موسیقی، اشتغال‌زایی اندکی صورت گرفته است. البته در کنار این اشتغال‌زایی، برگزاری کنسرت‌‌های ارکستر‌ها هم برای نوازندگان گروه، شغل به شمار می‌آید و درآمدی هم دارد. ما در شهر‌های مختلف، آموزشگاه‌‌های بسیاری داریم که در زمینه موسیقی فعالیت می‌کنند. کسانی که به درجه‌ای از مهارت و تجربه رسیده باشند، با گذراندن یک آزمون که از سوی خانه موسیقی طراحی شده و با در دست داشتن مدارک خود به واحد گسترش هنری وزارت ارشاد مراجعه می‌کنند. این افراد پس از گذراندن آزمون‌‌های خاص و در صورت تائید صلاحیت، می‌توانند در شهرشان، آموزشگاه موسیقی تاسیس کنند.


مشکل تشکیل گروه در شهرستان‌‌ها بسیار متعدد است و به همین سبب، بیشتر این گروه‌‌ها دوام چندانی ندارند. برای بقای آن‌ها چه کرده‌اید؟

اولا کسی که عضو گروه می‌شود، باید سرپرست گروه را باور داشته باشد. ثانیا، مهم‌ترین مسئله در ارکستر، همان مسائل مالی است که گروه را سر پا نگه می‌دارد. هر ارکستر، هزینه‌‌هایی از جمله هزینه‌‌های رفت و برگشت و تامین هزینه‌‌های نوازندگان باتجربه‌ای که دارد حضورشان برای گروه بسیار مهم است. ما تا امروز کوشیده‌ایم با برطرف کردن این مشکلات، همبستگی گروه را حفظ کنیم. بویژه که در شهرستان‌‌ها برگزاری کنسرت نسبت به تهران، بسیار به‌صرفه‌تر است. البته مشکلاتی هم وجود دارد، از جمله اینکه اداره‌های ارشاد برخی شهرستان‌‌ها به جای کمک به این ارکسترها، سنگ‌اندازی می‌کنند و موانعی را سر راه هنرمندان می‌گذارند. البته، در شهرستان‌‌ها تلاش بسیاری برای برداشتن موانع گوناگون کرده‌ایم و برای نمونه، در اصفهان با آموزشگاه کسایی صحبت کردیم و تمرین‌‌ها در آنجا انجام می‌شود. در کرمان هم تالار حوزه هنری در اختیارمان است و در گرگان هم به همین صورت، همکاری‌‌هایی با ما می‌شود.

در حال حاضر بسیار دیده می‌شود که بیشتر فارغ‌التحصیلان رشته‌‌های مختلف موسیقی یا بیکارند یا نهایتا به تدریس موسیقی در آموزشگاه‌‌ها و منزل مشغولند. ضمن اینکه دست هم بالای دست بسیار است. با این ترتیب، چه باید کرد؟

یکی از راه‌حل‌‌های بسیار مهم در این کار، ایجاد ارکستر‌های گوناگون است که ما در حال حاضر یک ارکستر سمفونیک، ارکستر صدا و سیما و ارکستر ملی داریم. ارکستر ملی و صدا و سیما که فعلا به حالت نیمه‌تعطیل است. ما باید ارکستر‌های گوناگونی با نام‌‌های متفاوت داشته باشیم که هر یک از این ارکسترها، دست کم می‌توانند بین 70 تا 100 نفر نوازنده را در خود جای دهند و برایشان شغلی ایجاد کنند. این افراد، ترجیحا باید فارغ‌التحصیلان هنرستان‌ها، کنسرواتوار‌ها و دانشگاه‌‌های موسیقی باشند. بهترین راه‌حل برای ایجاد شغل برای فارغ‌التحصیلان رشته‌‌های موسیقی، این است که در هر شهر، چندین ارکستر فعال ایجاد شود و این ارکستر‌ها هم با بودجه‌‌های دولتی اداره شوند. به هر حال، ما در ایران چیزی حدود شش ماه از سال امکان اجرای موسیقی نداریم. در این مدت هم نمی‌شود ارکستر را به حال خود ر‌ها کرد.


بیشتر ارکستر‌ها در ایران مشکلات مالی دارند و نوازندگان نیز به خاطر اینکه کار گروهی برایشان درآمد پایین‌تری دارد، کمتر به آن رغبت نشان می‌دهند. می‌خواستم بدانم این مسئله تا چه اندازه درست است؟

این مطلب که می‌گویید کاملا درست است. چون ارکستر نمی‌تواند هزینه‌اش را تامین کند و با توجه به مشکلاتی که وجود دارد، ارکستر نمی‌تواند روی کار خود متمرکز شود. اگر ارکستری اعضای خود را تامین کند، می‌تواند انسجام خود را حفظ کند.

به نظر شما، چگونه می‌توان در جوانانی که علم به موسیقی دارند، برای انجام فعالیت‌‌های گروهی در ارکستر‌ها، ایجاد انگیزه کرد تا بیکار نمانند یا به ناچار، سراغ کار دیگری نروند؟

همان طور که گفتم، بهترین کار همین اشتغال به فعالیت‌‌های هنری و نوازندگی در ارکسترها، صدا و سیما، دانشکده‌‌ها و کنسرواتوار‌ها به عنوان دستیار است. ما باید از این همه نیروی کارآمد که روزبه‌روز هم بر تعدادشان افزوده می‌شود، به بهترین نحو بهره بگیریم.


استقبال و انگیزه جوانان امروز را نسبت به موسیقى سنتى چگونه مى بینید؟

خوشبختانه استقبال، بسیار است. بویژه جوانان به موسیقی اصیل ایرانی بسیار علاقه‌مند شده‌اند. تلاش من نیز در تازه‌ترین آلبوم‌هایم این بوده که نگاهی تازه به موسیقی ایرانی داشته باشم. کسانی که به نوعی با موسیقی اصیل ایرانی بیگانه شده بودند، با این آلبوم‌‌ها و آثار آقایان شجریان و ناظری که در سال‌‌های اخیر منتشر شده‌اند، رویکردی تازه به موسیقی ایرانی یافته‌اند.


کیوان ساکت این روز‌ها غیر از نوازندگى چه مى‌کند؟

من به عنوان یک فعال موسیقی علاوه بر برگزاری کنسرت و تدریس موسیقی، کتاب‌‌های بسیاری در این زمینه می‌نویسم و آثار موسیقی‌ام را منتشر می‌کنم. متاسفانه من همه وقتم را صرف موسیقی کرده‌ام و با وجود علاقه‌ام به نقاشی، سال‌هاست نقاشی نکرده‌ام. چندین کتاب تازه‌ای هم در حال نوشتن دارم. البته نوشتن کتاب درباره موسیقی کار چندان ساده‌ای نیست و نیاز به نگرش، اصلاح و دقت دارد.

مترجم:  

تاريخ ايجاد: 2010/01/27 04:07 ق.ظ
تاريخ آخرين اصلاح : 2010/01/27 12:38 ق.ظ