خيابان وليعصر تهران، از خيابانهاي طولاني، شلوغ و پرجاذبه شهر تهران است. اين خيابان، محل گذر و کسب ميليونها نفر است و به همين دليل گاهي چنان صحنههاي غريبي در آن ديده ميشود که تا مدتها ذهن رهگذران را به خود مشغول ميکند. يکي از صحنهها، حضور مرد سوتزن در خيابان وليعصر است. او که معمولا از نقاط مرکزي اين خيابان يعني حوالي ميدان فاطمي به سمت پايين تا چهارراه وليعصر قدم ميزند، به بخشي از زندگي هر روزه رهگذران اين مسيرها تبديل شده است. اما اين آقاي سوتزن، کارش چيست؟ سوت زدن. يعني چه؟ يعني اينکه به گردنش تابلويي آويخته است و در آن فهرست آهنگهايي نوشته شده که او با سوت اجرا ميکند. اين آهنگها با توجه به مناسبتهاي ماه انتخاب ميشوند؛ در روزهاي جشن آهنگهاي شاد و در مناسبتهاي عزاداري، آهنگهاي سنگين و غمگين. آنچنان در کارش تبحر دارد که حتي 1 نت را هم از قلم نمياندازد و هميشه کوک ميزند. کنار فهرست آهنگهايش، يک صفحه روزنامه هم هست؛ صفحهاي از يکي از روزنامههاي کثيرالانتشار که نشاني از مصاحبه او در آن است. براي نواختن آهنگها نرخ خاصي ندارد و آنچه عايدش ميشود به کرم مردم بستگي دارد. آهنگ درخواستي هم اجرا ميکند و صداي سوتهايش آنقدر دقيق و گوشنواز است که باور اينکه آواها را با دهانش مينوازد، کمي سخت است. اما تجربه شنيدن آهنگهايي که دوستشان داريم و برايمان خاطرهانگيزند، در ميان آن همهمه و شلوغي و جمعيت و دود، آنقدر آرامشبخش است که به يک توقف چند دقيقهاي و عقب ماندن از روند سريع زندگي شهري ميارزد.
اين مرد سوتزن در روزهاي جشن، اسپند دود ميکند و به رهگذران شکلات تعارف ميکند. او تا آنجايي که بتواند ميکوشد تحمل بحرانها را براي رهگذران آسان کند و دقايقي از دغدغههاي بيپايان زندگي، جدايشان کند.