Skip Navigation Links
انصراف از پیوندهای مرور
صفحه اصلی
درباره كانون
برنامه‌ها
بخشنامه‌ها
کانون واحدها
تماس با ما
ارتباط با ما
چاپ صفحه
قصه‌های موفق
انصراف از پیوندهای مرور
فارغ‌التحصیلان
راهنما
ثبت نام در سایت
عضویت در کانون
درخواست کارت عضویت
شرايط عضويت
خدمات و تسهيلات
درخواست کار
تقويم برنامه ها
اخبار
خبر کانون
آموزش و دانشگاه‌ها
اشتغال و کارآفرینی
علمی و پروشی
آزمون‌های دانشگاهی
گالری ها
عكس ها
فيلم ها
چهره‌ها
پايگاهاي مرتبط
 
گفت‌وگوي هفته‌نامه فارغ‌التحصیلان با محمدرضا هدایتی  
 
 

مانا لقماني: محمدرضا هدايتي متولد ارديبهشت‌ماه 1352 در استان سيستان و بلوچستان است، كارش را از 10سالگي با تئاتر شروع كرد و خرداد سال 74 به تهران آمد. دوستش، اردشير رستمي (همان بازيگر سريال شهريار) برايش در انتشارات مرغ‌‌آمين کار پيدا کرد و دو سال و نيم در آنجا مشغول بود. از سال 1378 با گروه مهران مديري در مجموعه‌هاي طنز كار مي‌كند و بازي جذاب او در نقش ياور طغرل رئيس ژاندارمري در شب‌هاي برره براي همه آشناست. هدايتي در اين نقش توانسته با بهره‌گيري از تكيه‌كلام‌ها و گويشي متفاوت، براي مخاطبان جاذبه‌اي ديگر داشته باشد.

او علاوه بر کارهاي کمدي، يک نقش متفاوت با ديگر کارهايش به صورت غيرکمدي در سريال «در چشم باد» ايفا کرده است. سال 80 يک فيلم کوتاه ساخت به نام «برخورد کوتاه» که سيد جواد موسوي فيلم‌نامه‌اش را نوشته بود. او همچنين در زمينه خوانندگي هم فعاليت کرده و يک آلبوم به نام برگ و باد از او وارد بازار شده است و در سال 83، 2 کنسرت داشت؛ يکي در شيراز و ديگري در اراک. جديدترين سريال محمدرضا هدايتي به نام« لطفا دور نزنيم» به کارگرداني مهدي مظلومي اين روزها از شبکه پنج سيما پخش مي‌شود. با او به گفت‌وگو نشستيم و از حرفه بازيگري پرسيديم.

از نظر شما اوج پيشرفت و موفقيت در حرفه بازيگري چه زماني تحقق مي‌يابد؟

از نظر من، اين مسئله نهايت ندارد. اين کار آن‌قدر متنوع است که هرگز نمي‌شود برايش نهايت در نظر گرفت. چون به تعداد داستان‌هايي که تبديل به فيلم مي‌شوند و به تعداد انسان‌هاي روي زمين، شخصيت و تيپ‌هاي مختلف شخصيتي وجود دارد. بنابراين آيا اين امکان هست که بازيگري نقش همه انسان‌هاي روي زمين را بازي کند؟ به همين سبب، بازيگري نهايتي ندارد و هر کس بايد نقشي را که مي‌پذيرد، قابل باور ايفا کند.


فضاي بازيگري در ايران را چگونه ارزيابي مي‌کنيد؟

بازيگري شغلي نيست که متعلق به فرد خاصي باشد و هر کس اين حق را دارد که در ابتداي امر بتواند جلوي دوربين بيايد. نوع کار معلوم مي‌کند که آيا او مي‌تواند ادامه دهد يا نه. من با بسياري از افراد در مکان‌هاي مختلف برخورد دارم که به بازيگري علاقه‌مندند و از من راهنمايي مي‌خواهند. آن‌طور که از گفته‌هايشان استنباط مي‌شود آن‌ها بيشتر به جذابيت‌هاي ظاهري کار توجه دارند. اگر کسي واقعا به بازيگري علاقه‌مند باشد، از سال‌ها پيش از بازيگر شدن دست کم با خواندن چند مجله و کتاب سينمايي روي توانايي‌هايش کار مي‌کند و در همان نشريات، حتما با آثار سينمايي، نقدها، بازيگران و کارگردانان آشنا مي‌شود. اگر کسي غير از اين عمل کند، به راستي به سينما و بازيگري علاقه‌مند نيست و نمي‌تواند راه خود را بيابد. کسي که حقيقتا عاشق سينماست، درباره آن مطالعه مي‌کند و آگاهي بسياري درباره تاريخ سينما، سبک‌ها و افراد مطرح آن دارد. به جرئت مي‌توانم بگويم بيشتر کساني که به بازيگري ابراز علاقه مي‌کنند، حتي يکي از اين کارها را هم انجام نداده‌اند. گاهي براي کاري هم معرفي مي‌شوند و چون مي‌خواهند يک شبه ره صد ساله بروند، خيلي زود نسبت به کار دل‌زده و دل‌سرد مي‌شوند و دست از کار مي‌کشند. علاوه بر آن، تصورات نادرستي از جمله اين تفکر که بازيگران افراد پول‌دار و بي‌مشکلي‌اند در ذهن افراد وجود دارد. هرگز نمي‌بينند يک بازيگر با چه دشواري‌هايي روبه‌روست. از سوي ديگر، اصل هنر و کار هنري هم تا اندازه‌اي فراموش شده است. متاسفانه بسياري از کارگردانان در اندازه يک کارگردان نيستند تا بتوانند يک فيلم را خوب رهبري کنند. اين افراد مطالعه کمي دارند و تحليل درستي درباره کار خود و مسائل مربوط به سينما ندارند و تنها بعد فني کار را در نظر مي‌گيرند و جنبه هنري کار در ديد آن‌ها بسيار کم‌رنگ است.


البته اين را هم بايد در نظر بگيريم که سينما يک نوع صنعت است. درست است که هنر هم با اين صنعت درآميخته.

البته که سينما يک صنعت است؛ اما صنعتي که از دل يک هنر بيرون آمده و بايد اصالت هنري آن را حفظ کرد.


شما در ژانرهاي گوناگوني ايفاي نقش کرده‌ايد. خودتان بيشتر به کدام يک از اين ژانرها علاقه‌منديد؟

من هرگز خودم را محدود به ژانر خاصي نمي‌کنم و دوست هم ندارم که اين چنين باشم؛ چرا که وقتي کسي خود را محدود به شيوه خاصي بکند، جايي براي پيشرفت نخواهد داشت و لذت تجربه موارد ديگر را از خود مي‌گيرد. چون ايفاي هر نقشي مکاشفه و تجربه‌اي را به دنبال دارد و بازيگر ناچار است در ميان افراد جامعه به دنبال کساني که به اين نقش نزديک‌ترند، بگردد و از آنان الگوبرداري کند. بنابراين اگر کسي بخواهد خود را محدود به يک شيوه بازيگري کند، خيلي نمي‌تواند پويا باشد.


با توجه به اينکه بازيگري در ژانر طنز علاوه بر دشواري‌هايش، داراي ظرافت‌هاي خاصي است، شما در اين زمينه چه تجربياتي داريد؟

کار طنز چه در زمينه بازيگري و چه ساير زمينه‌ها بسيار دشوار است؛ در کار طنز، مخاطب انتظار دارد بخندد يا دست کم نيشخندي بزند. اما در کار جدي که به نظر من کار طنز هم در نوع خودش بسيار جدي است، مخاطب اين انتظار را ندارد.


از نظر شما يک طنز موفق چه ويژگي‌هايي دارد؟

اين موفقيت بستگي زيادي به موضوع آن نيز دارد و اگر طنز وارد خطوط قرمز شود، نمي‌توان چندان نظر مخاطب را جلب کرد. بويژه طنز ما که خطوط قرمز عجيب و غريبي دارد و به همه چيز نمي‌توان زياد نزديک شد. اين در حاليست که در همه جاي دنيا، کمدي به همه چيز مي‌تواند نزديک شود و البته اشتباهي که در بيان پاره‌اي از الفاظ شده است، خود همين واژه طنز است. در واقع، ما در سينما چيزي به نام طنز نداريم و طنز در حوزه ادبيات مطرح مي‌شود. در سينما به جاي طنز، کمدي و در شکل سنگين‌تر آن، کمدي سياه داريم.


وقتي برنامه روزبه‌روز توليد و پخش مي‌شود، دشواري‌هاي کار را مضاعف مي‌کند. لطفا درباره اين سختي‌ها بگوييد.


خوب اين اتفاق بيشتر در زمان همکاري با آقاي مديري براي ما افتاده است و خيلي پيش آمده که در يک روز 45دقيقه ضبط کرده‌ايم و شب همان پخش شده است. جالب اينکه همين کارها برايم به نسبت بقيه، بسيار جذاب‌تر بوده است. چون وقتي فرصت کمتري داشته باشيد، تمام کوشش خود را مي‌کنيد و همه نيروي خويش را به کار ببريد تا در لحظه، خلاقيت‌هايي را به کار بگيريد. ضمن اينکه درست در روزهايي که وقت کمتري داشتيم، کار بهتري ارائه داده‌ايم. در کارهاي اين چنيني ديگر فرصتي براي تکرار نيست و اين خود سبکي شده بود که هرکسي نتواند با آقاي مديري کار کند. بسيار پيش مي‌آمد که ما بازيگر مهمان دعوت مي‌کرديم و او نمي‌توانست خوب با ما همراه شود.

کار کردن در اين مجموعه براي شما و اعضاي گروه با توجه به اين اقبال عمومي از برنامه، چه حال و هوايي دارد؟

البته مدتي است که به آن صورت چنين کارهايي نداشته‌ام.اما به خوبي مي‌دانيم که همه هميشه منتظر يک مجموعه تازه با اين شيوه‌اند. به هر حال همين که توانسته‌ايم رضايت مخاطب را جلب کنيم، بسيار جاي خوشبختي است.


شتاب و سرعت اين نوع کار براي مجموعه‌سازي، لطمه‌اي در آن ايجاد نمي‌کند؟

چون به نوعي با کار همراه شده بود و ما هم به آن عادت کرده بوديم، چندان لطمه‌اي به آن وارد نمي‌کرد.


با توجه به اينکه هر کاري جنبه‌هاي مثبت و منفي دارد، منفي‌ترين جنبه حرفه بازيگري چيست؟

حرفه بازيگري جنبه‌هاي منفي بسياري دارد و از جمله اينکه يک بازيگر از روزي که بازيگر مي‌شود، ديگر به خودش تعلق ندارد و مردم انتظارات بسياري از او دارند. بازيگر هنگامي که در محيط‌هاي عمومي حاضر مي‌شود، موظف به رعايت بسياري از مسائل پيش پا افتاده و مهم است. ضمن اينکه بازيگر به سبب موقعيتش در هر جمعي نمي‌تواند حاضر شود.


با توجه به همين گفته شما، آيا حرفه شما در محيط خانواده ايجاد مشکل مي‌کند؟

در هر صورت ما، هم خوب ياد گرفته‌ايم که چطور در اجتماع ظاهر شويم و هم به اين شرايط عادت کرده‌ايم که با پرسش‌هايي روبه‌رو شويم. خانواده هم شرايط شغلي ما را پذيرفته‌ و ديگر کمتر دچار مشکل مي‌شويم.


آيا تاکنون برايتان پيش آمده که پس از پايان کار، دستمزدي که دريافت مي‌کنيد هماني نباشد که در ابتدا براي آن صحبت شده بود يا در پرداخت‌ها تاخير وجود داشته باشد؟

اين مسائل در همه بخش‌هاي اقتصادي وجود دارد و در بازيگري بيشتر از ساير حرفه‌ها با اين مسئله درگيريم. من امسال با وجود انجام سه کار، هنوز تا امروز دستمزدي نگرفته‌ام و اگر هم گرفته‌ام قسطي بوده است البته اگر کسي بخواهد به اين کار به عنوان حرفه‌اي درآمدزا نگاه کند، سخت در اشتباه است. اگر فردي با چنين تفکري انرژي خود را در بازار بگذارد، بسيار موفق‌تر خواهد بود و بنابراين داشتن نگاه صد‌درصد اقتصادي به حرفه بازيگري اصلا منطقي نيست.

مترجم:  

تاريخ ايجاد: 2010/01/06 03:40 ق.ظ
تاريخ آخرين اصلاح : 2010/01/06 12:29 ق.ظ